جمعه، خرداد ۱۶، ۱۳۹۳

ماه مست و مهر مست و سایه مست و نور مست


دوش در مهتاب دیدم مجلسی از دور مست
طفل مست و پیر مست و مطرب تنبور مست

ماه داده آسمان را جرعه ای زان جام می
ماه مست و مهر مست و سایه مست و نور مست

بوی زان می چون رسیده بر دماغ بوستان
سبزه مست و آب مست و شاخ مست انگور مست

خورده رضوان ساغری از دست ساقی الست
عرش مست و فرش مست و خلد مست و حور مست

زان طرف بزم شهانه از شراب نیم جوش
تاج مست و تخت مست و قیصر و فغفور مست

صوفیان جمعی نشسته در مقام بی‌خودی
خرقه مست و جُبّه مست و شبلی و منصور ، مست

آن طرف جمعِ ملائک، گشته ساقی جبرئیل
عرش مست و سدره مست و حشر مست و صور مست

شمس تبریزی شده از جرعه ای مست و خراب
لاجرم مست است و از گفتار خود معذور مست.

مولانا



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر