در بیان "وادی سوم – معرفت" . . . فرید الدین عطار، حکایت از تندیس سنگیِ مردی در چین را دارد. این تندیس میگرید و زمانی که اشکهای او بر زمین میبارند، تبدیل به سنگ میشوند. اگر قطره ای از این اشک به دست کسی بیفتد تا آخر عمر دچار دریغ و حسرت میشود.
فرید الدین عطار این را از روی اشارتی به علم و معرفت به کار برده، که از غصۀ بی هِمتان و کافر نعمتان به این دریغ دچار شده اند. وادی سوم در پی علم و خرد گشتن است.
فرید الدین عطار میگوید:
جمله تاریک است این محنت سرای
علم در وی چون جواهر رهنمای
رهبرِ جانت درین تاریک جای
جوهر علم است و علمِ جانفزای
ور نباید جوهرت، ای هیچ کس
هم پشیمان تر تو خواهی بود و بس.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر