زندگی با ماجراهای فراوانش
ظاهری دارد به سان بیشه ای بغرنج و در هم باف
ماجراها گونه گون و رنگ وارنگ ست؛
چیست اما ساده تر از این ، که در باطن
تارو پود هیچی و پوچی هم آهنگ است؟
ماجرای زندگی آیا
جز مشقت های شوقی توامان با زجر
اختیارش هم عنان با جبر،
بسترش بر بعد فرار و مه آلود زمان لغزان
در فضای کشف پوچ ماجراها، چیست؟
من بگویم، یا تو می گویی هیچ جز این نیست؟»
تو بگویی یا نگویی، نشنود او جز صدای خویش
«ماجراها» گوید، اما نقش هر کس را
می نگارد، یا می انگارد
بیش تر با طرح و رنگ ماجرای خویش
شاتقی، زندانی دختر عمو طاووس
فیلسوفی کوچک ست و حرف ها دارد برای خویش
"مهدی اخوان ثالث"
زندگی میگوید اما . . . پنجمین مجموعه شعر م. امید

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر