یکشنبه، اسفند ۱۱، ۱۳۹۲

پیش این گلبوته زیبای داوودی


تا كند سرشار شهدی خوش هزاران بیشة كندوی یادش را
می مكید از هر گلی نوشی
بی خیال از آشیان سبز 

یا گلخانة رنگین
ـ كان ره آورد بهارانست 

وین پائیز را آیین ـ
می پرید از باغ آغوشی بآغوشی

آه... بینم پر طلا زنبور مست كوچكم اینك
پیش این گلبوته زیبای داوودی
كندویش را در فراموشی تكانده ست 

آه می بینم
یاد دیگر نیست با او

 شوق دیگر نیستش در دل
پیش این گلبوتة ساحل

برگكی مغرور و بادآورده را ماند
مات مانده در درون بیشة انبوه
بیشة انبوه خاموشی

پرسد از خود كاین چه حیرت بار افسونی ست؟
و چه جادوئی فراموشی؟
پرسد از خود آنكه هر جا می مكید از هر گلی نوشی .

مهدی اخوان ثالث

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر