جمعه، اسفند ۰۹، ۱۳۹۲

توهم یا واقعیت؟


مردمی که دچار توهم نمایش ترومن گشته اند.




«توهم نمایش ترومن» نام فیلمی است که در سال ۱۹۹۸ با هنرمندی جیم کری ساخته شد. و حکایت مردی است که دچار بیماری توهمی عجیبی‌ است.
روانشناسان! غربی میفرمایند:
بیمارانی که دچار توهم نمایش ترومن هستند، باور دارند دوستان،‌ خانواده و همکاران‌شان از روی فیلمنامه می‌خوانند و خانه، محل کار ووو، جزء لوکیشن‌های فیلمبرداری هستند. آنها معتقدند برای تمام دنیا در حال بازی کردن هستند.
روانشناسان غربی معتقدند که بسیار مهم است که به سندرم ترومن بعنوان نوعی بیماری روانی توجه شود. افرادی که دوست دارند مرکز توجه باشند یا حتی آنهایی که می‌ترسند در انظار عمومی ظاهر شوند، ممکن است بیشتر دچار این توهم شوند. برخی از این بیماران از شهرت خیالی‌شان خوشحالند. اما بیشتر بیماران از این دنیای ساختگی ذهن‌شان ناراضی هستند و تصور می‌کنند حریم خصوصی‌شان نقض شده است.
فیلم مقصر بود یا نه؟
در پاسخ به این ایده که مردم بعد از دیدن نمایش ترومن بیشتر دچار توهم شدند، روانشناسان معتقدند این افراد با یا بدون تاثیر این فیلم هم دچار زمینه توهم بودند. اگر ما در جایی زندگی می‌کردیم که تلویزیون وجود نداشت هم این افراد چیز دیگری را برای توهم پیدا می‌کردند. اما برخی هم با این نظر موافقند. همانطوریکه برخی بعد ازتماشای فیلم‌های مربوط به یازده سپتامبر درباره تروریست‌ها توهم زیادی پیدا کردند. بنظر می‌رسد با رشد تلویزیون، وب‌کم شخصی ووو، برخی مردم مستعد ابتلا به سندرم نمایش ترومن شدند.
اما این توهم ترمن بیماری تکنولوژی است، و ابتدا در سال ۱۹۴۰ به اینصورت خود را نشان میداد که بیماران مدعی میشدند مغزشان توسط امواج رادیویی کنترل می‌شود. حالا بیماران دچار توهم درمورد کاشت تراشه‌های کامپیوتری در مغزشان حرف می‌زنند. از دید برخی مبتلایان چنین شخصی بر این باور است که دائما توسط دوربین‌ها زندگیش فیلم شده است. در دهه ۱۹۴۰، ژاپنی‌ها اذهان آمریکایی‌ها را با امواج رادیویی کنترل می‌کرده‌اند. در دهه ۵۰، شوروی سابق این عمل را با ماهواره‌ها انجام داد. دهه ۷۰ نوبت بسازمان مرکزی اطلاعات ايالات‌متحده رسید که چیپ‌های کامپیوتری را در مغز مردم جاسازی کند! بنظر میرسد سندرم نمایش ترومن همانقدر که داستانی درباره فرهنگ و تکنولوژی یا دنیای بیرون است، داستانی درباره ذهن انسان هم هست. مردم می‌توانند اوهام را مسخره کنند، اما حقیقت این است که اوهام نتیجه ترکیب پنهانی علت و معلولی بین فرهنگ و فرد است. آیا همه‌گیری تلویزیون و فرهنگ استفاده از سایت‌هایی مانند یوتیوب را می‌توان در توهم نمایش ترومن مقصر دانست؟ در مورد تلویزیون و اینترنت بنظر می‌رسد با یک توفان رو‌برو هستیم. این وسائل تاثیر بسزایی در فرهنگ زندگی ما دارند.
سئوال اینجاست که آیا افشاگریهایی‌ که در مورد رصد زندگی‌ افراد عادی توسط ماهواره‌های پیشرفته که براحتی‌ میتوانند، داخل خانه هر کسی‌ را در هر نقطه‌ای از جهان دید بزنند، مزید برعلت شده و این بیماری را گسترش داده است. و یا نه کلا این توهم و بیماری نیست و افراد حقیقتی پنهان را حس میکنند، همان حسی که هنوز به ثبت نرسیده ولی‌ بعنوان حس ششم وجود دارد. و اینکه اصرار است که آنرا بیماری تلقی‌ کنند در واقع نوعی پنهان کاری است. محققان غیرپابسته و وابسته معتقدند که این فرضیه اخیر، به واقعیت نزدیکتر است. یعنی تمامی افرادی که روزی و روزگاری در جائی و زمانی، چه در دنیای واقعی و چه در دنیای مجازی، سخنی، حرفی و جمله ای ضد روح پلید حاکم بر جهان و سردمداران تیره روزی مردم دنیا گفته اند، بطور خودکار وارد لیست سیاه شبکه جهانی سازمانهای اطلاعاتی شده و همگی زیر چشم دوربین های مخفی و مراقبت اند. و توسط انواع و اقسام سناریو ها کنترل میشوند.
مشکل اینجاست که همگی‌ دنیا درگیرند و کار با یکی‌ دو گروه خاتمه نمیابد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر