باد میآید
گاه یادِ همان چند ستارهی دور که میافتم
دور از چشمِ تاریکی...
میآیم نزدیکِ شما
کمی دلم آرام بگیرد
خیالم آسوده شود
جای بعضی زخمها را فراموش کنم...
اما هنوز نگفته
ها!
باد میآید...
با این حال تو خودت قضاوت کن
من هنوز هم
بدترین آدمها را دوست میدارم.
علی صالحی
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر