یکشنبه، آذر ۱۷، ۱۳۹۲

کاش من هم یک روانشناس نبودم!


در ۱۹۲۷ يعنی ده سال پس از انقلاب بلشويكی كه به سرنگونی حكومت تزار منتهی شد ، بختريف ( يكی از تاثيرگذارترين روانشناسان روسيه بعد از پاولوف در زمينه تداعی گرايی و روان شناسی تطبيقی! ) به مسكو احضار شد و از او درخواست گرديد كه ژوزف استالين ديكتاتور شوروری را كه گفته می شد به افسردگی دچار شده بود درمان كند .

بختريف بعد از مشاوره و بررسی احوالت استالین بیماری او را تشخیص داد ولی‌ بدون اینکه متوجه باشد با چه کسی‌ حرف میزند، و بیمار او کیست، رک و راست به استالين گفت كه از پارانويای شديد رنج می برد .

بعدازظهر همان روز بختريف به طور مشكوك درگذشت !

برای تعيين علت مرگ اجازه كالبد شكافی داده نشد و جسد او را سوزاندند .

چنين تصور شده است كه استالين دستور داده بختريف را مسموم كنند تا از او به خاطر اين تشخيص انتقام بگيرد .

بعدها استالين نشر آثار بختريف را ممنوع اعلام كرد و دستور داد پسرش را هم تيرباران كنند !
تاريخ روان شناسی نوين
دوان شولتز و سيدنی شولتز
ترجمه ي : سيف - شريفی - علی آبادی - نجفی زند
صفحهء : ۳۰۹ و ۳۱۰
نشر دوران
چاپ دهم - ويرايش ششم
مهرماه ۱۳۹۰

و این چه روانشناسی بوده که کمترین را نمیدانسته و این علم به چه کار او آمده است؟

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر