دوشنبه، آبان ۲۰، ۱۳۹۲

دریا تکه کلام منست

لابه‌لای همین سکوت




نبین اینهمه آرام می‌آیند و
سر بزیر بخانه برمیگردند
بخدا وقتی که وقتش رسید
بیا و نگاه کن
نیازی به احتیاط نام تو از پرسیدن باران نیست
سیل ستاره میآید
اینجا معلوم است از هر مادری که بپرسی
فرق میان ماه و شبِ معمولیِ گریه‌ها را می‌فهمد
نیازی به جستجویِ نامِ تو از دریا نیست
دریا تکیه کلام من است
همه‌ اهلِ این روزهای خسته می‌دانند
ما چیزی برای پوشیدن از این و آنِ برهنه نداریم
هرچه هست
همین است که بوده‌ایم
هستیم، خواهیم بود
ما لابه‌لای همین سکوت
پدرِ این پُرگویانِ دروغگو را درآورده‌ایم
ما گاهی وقتها کلمه کَم می‌آوریم
اما رویای دورِ بدریا رفتگان، بدادمان میرسد
درست مثلِ همین آلانِ عاشقانه‌ تو
که تو باید یکجایی
همین نزدیکیهای آب و آینه باشی
ورنه باد
اینهمه عطرِ دریا را بعدالت
میانِ ماه و من و این ترانه‌ ساده
تقسیم نمی‌کرد، نکرده است، نخواهد کرد.
علی صالحی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر