سه‌شنبه، آبان ۰۷، ۱۳۹۲

پارسی گو ساعتی


گر کسی گوید که آتش سرد شد باور مکن.




ناله ای کن عاشقانه درد محرومی بگو
پارسی گو ساعتی و ساعتی رومی بگو
خواه رومی، خواه پارسی من نخواهم غیر تو
از جمال و از کمال و لطف مخدومی بگو
هم بسوزی، هم بسازی، هم بتابی در جهان
آفتابی، ماهتابی، آتشی، مومی بگو
گر کسی گوید که آتش سرد شد باور مکن
تو چه دودی و چه عودی، هی قیومی بگو
ای دل پران من تا کی از این ویرانه تن
گر تو بازی بر پر آنجا ور تو خود بومی بگو.
مولانا محمد بلخی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر