جمعه، آبان ۰۳، ۱۳۹۲

شکار استالین


جنگ جهانی دوم رو به پایان بود. نیروهای ارتش سرخ آنچنان حملات پی در پی و مرتبی را به ارتش نازی آغاز نمودند تا این که آلمان تصمیم گرفت در تمام جبهه‌ها عقب نشینی نماید. آدولف هیتلر می دانست که تنها یک معجزه خواهد توانست اوضاع را دگرگون کند. به عقیده ی یکی از فرماندهان اطلاعاتی نازی، این معجزه تنها با ترور "ژوزف استالین" رهبر اتحاد جماهیر شوروی قابل انجام خواهدبود. فرماندهان ارتش هیتلر بر این عقیده بودند که مرگ رهبر شوروی رابطه ی مستقیمی با تغییر سیاست نظامی این کشور داشته و عدم حمله و پیشروی شوروی به سمت آلمان را تضمین می کند.


پس از مدتها تلاش جستجو، ارتش آلمان بالاخره توانست فرد مناسبی را برای انجام این پروژه پیدا کند. نام این فرد "پتر تاورین" بود. آقای تاورین از فرماندهان ارتش شوروی بود که در بهار سال ۱۹۴۲ میلادی به دشمن پناه برد. گذشته ی کاری و فعالیت‌های مختلف وی در جنگ، به شدت مورد توجه ارتش آلمان را به خود جلب نمود. آنها متوجه شدت که نام واقعی وی "شیلو" است و او به خاطر جنایات و بزهکاری هایی که انجام داده است، تحت تقیب پلیس شوروی می باشد. آقای شیلو پیش از آغاز جنگ جهانی، ۳ بار به زندان افتاد ولی هربار توانست به طرز ماهرانه و عجیبی از زندان فرار کند. وی سرانجام در سال ۱۹۳۹ میلادی او توانست مدارک و شناسنامه ی جدیدی برای خودش فراهم کند. از آن زمان بود که آقای شیلو از یک جنایتکار تبدیل به یک شهروند قانونمند و محترم با نام "پتر تاورین" شده بود. پس از آغاز جنگ جهانی اول در سال ۱۹۴۱، آقای تاورین نیز به جبهه ی جنگ فرستاده شد و در مدت کوتاهی توانست با لیاقتی که از خود نشان داد، فرماندهی یکی از گردان‌های ارتش شوروی را در دست بگیرد. ولی از بخت و اقبال نامراد، او فردی را ملاقات نمود که از زندگی پیشین وی و جرائم او با خبر بود. او به درستی آگاه بود که اگر شخصیت واقعی او نمایان شود، چه قدر برایش ممکن است گران تمام شود و به همین دلیل بود که به دشمن پناه برد.

دشمن با مطالعه ی سرگذشت آقای تاورین به مهارت و استعداد منحصربفرد او پی برد. از سوی هیتلر به او پیشنهاد شد که اگر بتواند استالین را از میان بردارد، به او شهروندی مادام العمر آلمان و یک زندگی آرام را اعطا خواهد نمود. چاره‌ای نبود و تاورین مجبور شد پیشنهاد دشمن را قبول کند. بدین ترتیب وی را به یکی از مراکز مخصوص پرورش مهارت جاسوسی با نام "شوالیه‌های پنهان و سلاح سرد" فرستادند و یک همکار مختصص در ارتباطات مخابراتی با نام خانم "لیدیا شیلوا" نیز در اختیار او گذاشتند. مهندسان آلمانی یک نوع سلاح منحصربفرد به اندازه و شکل یک خودکار در اختیار تاورین گذاشتند. این خودکار کوچک در اصل یک نوع اسلحه بود که می توانست لایه و حفاظ ۴۵ میلیمتری را از فاصله ۳۰۰ متری سوراخ کند. سپس به تاورین دستور داده شد تا به مسکو رفته و به محض نزدیکی به اتومبیل استالین، آن را منفجر کند.

در روز ۴ سپتامبر ۱۹۴۴ میلادی، بمب افکن آلمانی به پرواز درآمد. در فضای داخلی این بمب افکن که همچون واگن قطار بود، تنها ۲ نفر به همراه یک دستگاه موتورسیکلت قرار داشتند. اولین سرنشین این هواپیما، لباس سرگرد ارتش شوروی را بر تن داشت و بر روی سینه‌اش نیز انواع مدال‌های افتخار از مدال لنین گرفته تا نشان قهرمانی شوروی دیده می شد. در کنار او نیز زنی دیده می شد که لباس ستوان دوم ارتش شوروی را بر تن داشت. لباس‌های نظامی و مدارک جعلی توانستد چهره ی واقعی آنها را به کل پنهان کنند. این دو مسئولیت داشتند که یک بسته ی فوق محرمانه را با موتور به نزد فرمانده ی گروه ضدجاسوسی شوروی بیاورند. ولی در اصل، آنها خواستار ورود به مسکو و آغاز پروژه ی "ترور استالین" بودند.

سرانجام هواپیما با سرنشینانش در نزدیکی جبهه ی جنگ در شهر اسمالسنک روسیه در جنوب مسکو به زمین نشست. بدین ترتیب طبق برنامه ی از پیش تعیین شده، آقای تاورین و خانم شیلوا سوار بر موتورسیکلت و با محموله‌ای پر از اسلحه، بیسیم، و مهمات وارد مسکو شدند. آنها خبر نداشتند که مامور خبره ی امنیتی شوروی (کسی که تا به امروز نامش فاش نشده است) توانست آنها را ردیابی کرده و به مسکو درباره ی زمان ورود، نقشه ی عملیات و برنامه‌های آنها هشدار دهد. در روز بعد، نیروهای ضدجاسوسی شوروی توانستند تاوین و شیلوا را در محل مربوطه بازداشت کنند. مقاومت بی‌فایده بود و تجهیزات کشف شده از آنها خود گواهی بر فعالیت و مقصود نهایی آنها بود. در نهایت جاسوس‌ها خودشان به گناهشان اعتراف کردند.

در این هنگام بود که نیروهای اطلاعاتی شوروی، بازی جدیدی را با سیستم‌های مخابراتی آنها شروع کردند. دیری نپائید که اولین پیام رادیویی از سوی به اصطلاح آقای تاورین به برلین ارسال شد. در این پیام رادیویی گفته شد: "به مسکو رسیدیم. همه چیز خوب است. برای انجام عملیات آماده هستیم."

درست ۹ ماه نیروهای اطلاعاتی شوروی با دشمن بازی کردند. تا این که ماه می ۱۹۴۵ میلادی، آلمان مجبور به امضای تفاهمنامه ی بدون قیدوشرط با شوروی شد.

درست ۷ سال پس از اتمام جنگ جهانی، تاورین و شیلوا را در خانه‌ای در مسکو و تحت حفاظت شدید قرار دارند تا اینکه اگر روزی کسی به دلایلی بخواهد به آنها سری بزند، بتوانند او را بلافاصله شناسایی و دستگیر کنند. ولی هیچ کسی خبری از آنها نگرفت. سرانجام آقای تاورین و خانم شیلوا به مجازات مرگ محکوم شده به ضرب تیربار کشته شدند.

اطلاعات مربوط به این عملیات تنها در دهه ی ۱۹۹۰ میلادی و در پی کاووش در اطلاعات محرمانه ی مربوط به سوءقصدهای استالین، از سوی نیروهای امنیتی روسیه کشف و گزارش شده است.


منبع: صدای روسیه

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر