پنجشنبه، مهر ۰۴، ۱۳۹۲

تاریخ ایران در نوشته‌های جهانگردان


قرن ۱۵ میلادی را می توان به عنوان عصر بزرگ اکتشافات جغرافیایی به شمار آورد. رهنوردان و جهانگردان در این دوران شروع به شناخت وسعت جهان نمودند. بسیاری از این افراد از اروپا بوده و سعی در شناخت کشور‌های آسیایی بخصوص کشور زیبای ایران داشتند. ( درست در همین قرن، اروپا بخصوص انگلیس که در آن زمان در قرون وسطا یعنی‌ قرون وحشت، سیاهی استبداد دینی و عقب ماندگی کامل به سر می‌برد، و کارشان دزدی دریایی بود، پایش به ایران باز شد و در دربار صفوی رخنه کرد و با بردن منابع مادی، معنوی یعنی‌ کلیه علوم دانشمندان ایرانی‌ و خارج کردن ثمره کار علمی‌ ایرانی‌‌ها در شکل کتاب و نقشه و خلاصه هر چه که بود، ایران را که در آن‌زمان امپراطوری پرشکوه و بسیار پیشرفته‌ای بود بعد از تنها ۱۰۰ سال به ویرانه‌ای عقب مانده و فقر زده تبدیل ساخت و در عوض اروپا بعد از هزاران سال توحش و بربریت و آدم خوری و آدم سوزی قرون وسطا به رنسانس و تحوّل رسید، و یک شبه همگی‌ اروپایی‌ها شدند دانشمند و فیلسوف! البته بعد ها نادر شاه به داد ایران رسید و ایران را دوباره به اوج رساند که این بار نیز او را با حیله گری سر بنیست کردند )کشور ایران در آن زمان به خاطر علم و صنعت، معماری، موسیقی، هنر، ثروت غنی جواهرات، انواع سنگ‌های قیمتی و ادویه جات ارزشمند به شهرت رسیده بود. آقای "آفاناسی نیکیتین" یکی از بازرگانان اهل روسیه، کسی بود که توانست پیشتاز از همه به ایران و هندوستان سفری داشته باشد. وی در خاطرات خود با نام "سفر به آن سوی دریا" یعنی‌ کشور ایران ، اطلاعات مهم و ارزشمندی درباره ی زندگی، فرهنگ، رسومات، ادیان، سیاست و تجارت کشور ایران و سپس هند به جای گذاشته است.


وی در دست نوشته‌های خود می نویسد که هیچگاه برای افتخار و کسب مقام نخستین کشف ایران و هندوستان، تلاش نکرده و هدف او تنها فروختن اجناس خود و یافتن بازار جدید برای فروش کالاهای مختلف بوده است. وی در سال ۱۴۶۶ میلادی از زادگاهش یعنی شهر "ته ور" روسیه، سوار بر کشتی سفیر ارشد تزار "ایوان سوم" شده و از طریق رودخانه ی ولگا، راهی جنوب شد. در اوایل سفر همه چیز درست پیش می رفت تا این که کشتی وی در شهر آستاراخان (جنوب روسیه) توسط دزدان دریایی تسخیر شده و اموال او نیز به یغما رفت. تاجر بیچاره از روی ناچاری سعی کرد تا خوشبختی را در دیگر نقاط کره ی زمین، جایی در آن سوی دریاها تجربه کند. بدین ترتیب بود که سفر وی آغاز شد و او با جزئیات کامل تمام خاطرات طول سفر خود را بر روی کاغذ آورد. آقای نیکیتین تمام پرشیا (ایران کنونی) را از شمال تا شهر هرمز در جنوب سفر کرد و در آخر با خرید یک اسب نژاد اصیل ایرانی‌ ، راهی کشور هندوستان شد. وی کشف کرد که اسب‌های اصیل ایرانی‌ در هند به قیمت خوبی معامله می شوند و این چهارپایان‌ها را تجار ایرانی‌ به آنجا می آورند. بنابراین پیش خود فکر کرد که او نیز حتما قادر به انجام چنین کاری خواهد بود. نیکیتین در بهار ۱۴۶۹ میلادی با کشتی به بندر "چاول" در نزدیکی بمبئی امروزی سفر کرد. او در خاطرات خود ، جزئیات کشور هندوستان را توصیف می کند و همچون محقق با دقت به مشاهده و تحقیق می پردازد.

آقای نیکیتین از شهری به شهر دیگر سفر کرده و زندگی، وضعیت معیشتی، علایق، زیبایی منحصربفرد و معماری زیبا ایران و هند را بر روی کاغذ توصیف می کرد. این جهانگرد توانست با برخی از نجیب زادگان و کشاورزان ایرانی‌‌ و هندی نیز آشنا شود.

او در رابطه با آشنایی خود با این افراد می نویسد:

"من با ایرانی‌‌های زیادی آشنا شده ام. آنها با کمال میل درباره ی جزئیات نحوه ی طبخ غذاها، تجارت و عرفان کشورشان تعریف کرده و بانوان خود را از دید من پنهان نکردند."

به همین دلیل نیز داستان‌های تاجر روس تا این حد کامل و جذاب می باشند.

آقای نیکیتا در نهایت در شهر "بیدار" موفق شد اسب اصیل ایرانی‌ خود را بفروشد و از اجناس محلی آنجا همچون ادویه جات، سنگ‌های قیمتی، ابریشم، چوب صندل و مروارید خریداری نماید. پس از گذشت چند سال، نیکیتین تصمیم گرفت به میهن خود باز گردد. ولی متاسفانه در سال ۱۴۷۴ میلادی در نزدیکی راه برگشت به خانه یعنی حوالی شهر اسمالنسک، چشم از جهان فروبست. وی تا آخرین لحظات حیات خود، از نوشته‌هایش جدا نشد و خوشبختانه دفتر خاطرات وی به دست حاکم مسکو یعنی تزار "ایوان سوم" رسید.

حقیقت یا دروغ؟

برخی از مورخان بر این عقیده اند که نیکیتین تنها یک تاجر ساده نبوده و اهدافی جاسوسی را برای تزار ایوان سوم دنبال می کرده است. وی با سفر به اقصی نقاط شرق آسیا، اطلاعات ارزشمندی را در باره ی این مناطق به دست می آورد. اگر به دقت به مطالعه دست نوشته‌های وی در " سفر به آن سوی سه دریا " بپردازیم، اسرار غیر قابل توضیحی را می توانیم پیدا کنیم. چرا تاجری از شهر "ته ور" به جای سفر با کاروان مسافربری با کشتی سفیر مسکو در امتداد رودخانه ی ولگا سفر کرده است؟ از این گذشته آقای نیکیتین در خاطرات خود می نویسد که اجناس وی ربوده شده و او ورشکست شد. حال این سوال پیش می آید که هزینه‌های سفر به ایران، خرید اسب اصیل ایرانی‌ که در آن‌زمان بسیار با ارزش و گران قیمت بود و سفر به هند را از کجا آورده است؟ وی هیچ سخنی درباره ی این موضوعات نگفته است. به نظر می رسد که حامی او همان سفیری بوده است که از ماموریت و برنامه‌های نیکیتین باخبر بوده است.

در نسخه اصلی خاطرات "سفر به آن سوی دریا" نوشته هایی به زبان‌های پارسی و عربی دیده می شود. آیا به نظر شما عجیب نیست که تاجری از روسیه بتواند در قرن ۱۵ میلادی به ۲ زبان بیگانه برای روسیه سخن بگوید؟ سوال دیگر این که دست نوشته‌های نیکیتین چگونه سر از مسکو درآوردند؟ به نظر می رسد که او پیش از مرگش آنها را به یکی از افراد دربار سپرده تا نزد تزار ایوان سوم برساند. این فرد دفترچه ی نیکیتین را با خود به مسکو برد و بدین ترتیب اطلاعات اکتشافی مورد نیاز به مقصد نهایی رسید.

مهم‌ترین سوال بی‌پاسخ

درباره ی زندگی شخصی نیکیتین هیچ اطلاعاتی در دسترس نمی باشد. ما از تاریخ تولد و پیشه ی اصلی وی تا پیش از سفر، خبر و اطلاعی نداریم. براستی که او را می توان مرد مبهم قرن پانزدهم نامگذاری کرد.

درهرصورت، تاجر روسی توانست ماموریت خود را موفقیت سپری کرده و نام خود را برای همیشه در تاریخ ثبت کند. در سال ۱۹۵۵ میلادی در شهر "ته ور" ، مجسمه ی یادبود آقای نیکیتین به افتخار خدماتتش برای روسیه ساخته شد. دست نوشته‌های او با نام "سفر به آن سوی دریا" نخستین کتاب مرجع درباره ی ایران و هند بود که توانست جایگاه مناسبی در میان کتاب‌های تاریخی و ادبیات قرون وسطی روسیه به دست بیاورد.

منبع: صدای روسیه

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر