چهارشنبه، مهر ۰۳، ۱۳۹۲

رامون ایوانویچ لوپز، قاتل و قهرمان اتحاد جماهیر شوروی!

پس از انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ روسیه، جهان با نام ۲ تن از شخصیت‌های تاثیر گذار و به اصطلاح "پدران و پایه گزاران روسیه سوسیالیستی" یعنی "ولادیمیر لنین" و "لف تروتسکی" آشنا شد. لنین را تا به امروز یکی از مهره‌های اساسی جنبش‌های کمونیستی جهان لقب می دهند ولی بحث هایی که درباره ی تروتسکی گفته می شود با یکدیگر تمایز بارزی دارند.

آقای تروتسکی یکی از تئوریسین‌های مکتب مارکسیسم بود که پس از مرگ ولادیمیر لنین سعی داشت رهبری شوروی را بر عهده بگیرد. ولی در نبرد با استالین برای رسیدن به حاکمیت شوروی از وی شکست خورد. تروتسکی در سال ۱۹۲۹ به خارج از مرزهای شوروی تبعید شد. وی که پیش از این با نام‌های "شخصیت محبوب خلق" و "رهبر انقلابی" یاد می شد، پس از تبعید، "دشمن ملت" و "خیانکار وطن فروش" لقب داده شد. همانطور که می دانیم، تاریخ را افراد پیروز می نویسند و بدین ترتیب به دستور استالین، هرگونه یادآوری از نام و خدمات وی جرم تلقی شده و مجرم مجازات می شد. سپس تمامی پیروان، طرفداران و حامیان تروتسکی یکی پس از دیگری سرکوب شدند. در نهایت نام تروتکسی را شوم خطاب کرده و نظریات "تروتسکیزم" نیز تئوری سیاست "نگونبختی" لقب گرفت.

تروتسکی در خارج از مرزها نیز دست از مبارزه برنداشت. وی بدون خستگی و با جدییت تمام،سعی در افشای رژیم استالین داشت و در این رابطه نیز اقدام به تاسیس حزب کمونیست جایگزین با نام "بین المللی چهارم" نمود. تروتسکی به رقیب و مزاحم سرسختی برای رهبر شوروی تبدیل شده بود. به همین خاطر دستور نابودی وی و پیروانش به نیروهای ویژه ی شوروی صادر شد و تلاش برای شکار او و همدستانش آغاز شد. در همین رابطه ۲ تن از دبیران حزب کابیه ی او یعنی آقایان "ولف" و "کلمنت" به طرز عجیبی به جان خود را از دست دادند. در فرانسه و شهر پاریس نیز، فرزند آقای "لف سیدوف" از سیاستمدان کابینه تروتسکی در یک عمل جراحی ساده، جان خود را از دست می دهد. حلقه ی حامیان وی روز به روز کمرنگتر می شد و او همواره از کشوری به کشور دیگر در حال نقل مکان بود، تا اینکه بلاخره توانست در مکزیک پناهنده شود.






دوستان تروتسکی برای وی یک ساختمان ویلایی در مکزیک خریداری نموده که با حصارهای بلند کاملا استتار شده بود. این ویلا بیشتر به کاخ شباهت داشت و حامیان مسلح تروتسکی از آن ۲۴ ساعت محافظت می نمودند. ولی این پایگاه نیز غیر قابل نفوذ نبود. در شب ۲۴ می ۱۹۴۰ میلادی، گروهی از کمونیست‌های اسپانیایی حامی استالین به این دژ حمله کرده و اتاق خواب تروتسکی را به رگبار گلوله بستند. تروتسکی به طرز معجزه آسایی زنده ماند و این در حالی است که تعداد گلوله‌های مورد اصابت به اتاق وی از مرز ۲۰۰ عدد گذشت.

نیروهای ویژه ی استالین پس از این ناکامی تصمیم گرفت از ایده ی خلاقانه ی یکی از کمونیست‌های اسپانیایی یعنی آقای "رامون مارکادر" کمک بگیرند. وی در طول مدت چند سال توانست به داخل اعضای کابینه ی تروتسکی نفوذ کند. رامون با نام مستعار "ژاک مورنار مرکادر" با برنامه ریزی و ذهن بازیگری خاص خود توانست در پاریس با خانم "سیلویا آگلوف" (مثلا اتفاقی) آشنا شود. خانم سیلویا یکی از اعضای کابینه ی تروتسکی بود. به زودی این ۲ نفر با هم ازدواج کرده و در سال ۱۹۳۹ به مکزیک آمده و در نزدیکی کاخ تروتسکی سکنا گزیدند. آقای مرکادر برای اینکه شک و تردید‌ها را کنار بزند، مدتها به کاخ قربانی خود یعنی تروتسکی وارد نشد. او با همسرش سیلویا در کنار دروازه‌های کاخ قرار می گذاشت و در همین زمان نیز روابط را با نگهبانان تحکیم می کرد. مدتی نگذشت که دیگر کسی هیچ شکی به این جوان زیبا روی نکرده و او توانست اعتماد نگهبانان را به خود جلب کند. پس از مدتی خانم سیلویا خودش از مرکادر دعوت کرد تا به پایگاه تروتسکی بیاید و با وی آشنا شود. تازه داماد در سر میز، از تروتسکی درخواست کرد تا مقاله‌ای را که وی چندی پیش نوشته بود را برای وی بار دیگر قرائت کند. تروتسکی پیر قبول کرد و نمی دانست که چه اشتباه بزرگی را مرتکب می شود. در روز ۲۰ آگوست در مکزیک با این هوا بسیار گرم بود، تروتسکی لباس مناسب بر تن کرده و از آقای مرکادر دعوت می کند تا این کار را در اتاق کارش برای وی انجام دهد. نگهبانان که مدتها بود مرکادر را می شناختند بدون گشت بدنی، وی را به اتاق کار تروتسکی راهنمایی کردند. مرکادر مقاله را به تروتسکی داد و وی پس از نشتسن پشت میز کار، شروع به خواندن آن کرد. در همین زمان بود که "شکارچی تروتسکی" از زیر لباس خود یک کلنگ یخ شکن بیرون آورد و بر فرق سر تروتسکی کوبید. نگبانان با فریاد رهبرشان، بلافاصله وارد اتاق شده و شروع به کتک زدن قاتل نمودند. تروتسکی به سختی دهن گشود و گفت:

"صبر کنید. او را نکشید. او باید همه چیز را برای ما توضیح داده و اعتراف کند."

تروتسکی بلافاصله بیهوش شد و در روز بعد، چشم از جهان فروبست.

بدین ترتیب بود که پروژه ی "شکار تروتسکی" به پایان رسید.

رامون مرکادر پس از این حادثه به ۲۰ سال زندان محکوم شد. در طول این مدت، بارها و بارها از وی بازجویی شده و وی تحت شکنجه قرار گرفت ولی لب به سخن نگشود و کلامی به مقامات مکزیکی نگفت. مرکادر در ماه می ۱۹۶۰ میلادی از زندان آزاد شد. سالها بود که از درگذشت استالین می گذشت ولی کسی شکارچی وی را از یاد نبرده بود. مرکادر را به صورت مخفیانه به شوروی فرستاده و مدال لنین و لقب قهرمان ملی را به وی اعطا نمودند.

مرکادر شکارچی در سال ۱۹۷۸ میلادی چشم از جهان فروبست. مقره ی وی در مسکو با سنگ بزرگی از جنس گرانیت تزئین شده و بر روی آن با رنگ طلایی نوشته شده است:

"رامون ایوانویچ لوپز، قهرمان اتحاد جماهیر شوروی"

حتی پس از مرگ وی، یادآوری ذکر نام واقعی او نیز غیر مجاز تلقی می شد.

منبع : صدای روسیه
__________________________________


خایمه رامون مرکادر دل ریو (به اسپانیایی: Jaime Ramón Mercader del Río)‏ فعال سیاسی و کمونیست اسپانیایی، مامور پلیس سیاسی شوروی NKVD و قاتل لئون تروتسکی است.

پدر و مادرش از هم جدا شده بودند بنابراین بیشتر دوران کودکی را همراه مادرش در فرانسه گذراند. مادرش ماریو دل ریو هرناندز نجیب زاده اسپانیایی بود که اصلیت کوبایی داشت. از طرف پدر، پسر عموی ماریا مرکادر همسر دوم ویتوریو دسیکا کارگردان ایتالیایی است.


از سال ۱۹۳۰ به کمونیسم گرایش پیدا کرد و با سازمانهای چپ اسپانیایی همکاری می کرد و برای مدت کوتاهی هم زندانی شد و با روی کار آمدن دولت جبهه ملی از زندان آزاد شد.
همچون مادرش به عضویت حزب کمونیست در آمد و به عنوان تک تیرانداز برای NKVD خدمت می کرد تا تروتسکیست های اسپانیایی را ترورکنند ( او به شخصه ۲۰ نفر را به قتل رساند). از سال ۱۹۳۷ به شوروی رفت که برای ترور و خرابکاری آموزش ببیند.


از سال ۱۹۳۶ بریا طرح قتل تروتسکی را ریخت و اجرای آن را به معشوقه اش مادر رامون سپرد. تروتسکی که رقیب استالین بود پس از آنکه او به قدرت رسید باز هم از او انتقاد می کرد تا آنکه در سال ۱۹۲۹ از شوروی اخراج شد. پسر بزرگ ماریا مرکادر در اسپانیا کشته شده بود بنابراین انجام این عملیات به رامون سپرده شد.


اولین اقدام به ترور توسط او و دیگر ماموران پلیس مخفی شوروی در ۲۴ مه ۱۹۴۰ شکست خورد. بار دوم با منشی تروتسکی سیلویا آگلف طرح دوستی می ریزد تا از طریق او بتواند به عنوان یک تحسین کننده کانادایی عقاید تروتسکی با او ملاقات خصوصی داشته باشد. و در این ملاقات با یخ شکن تروتسکی را به شدت زخمی می کند و اواز شدت جراحات وارده به قتل می رسد. با آن که به دست محافظان تروتسکی افتاده بود از کشتن او بخاطر اطلاعاتی که داشت و باید اعتراف می کرد منصرف می شوند. او را به مقامات مکزیکی تحویل دادند و او هویت واقعی اش را بر ملا نکرد و قتل تروتسکی را اختلاف شخصی با او چون می خواست با منشی او ازدواج کند عنوان کرد. او به بیست سال زندان محکوم شد.


در سال ۱۹۶۰ از زندان آزاد شد و به هاوانا رفت و ازطرف فیدل کاسترو از او استقبال شد. یک سال بعد به شوروی رفت و به عنوان قهرمان اتحاد چماهیر شوروی از او تقدیر شد و نشان لنین را دریافت کرد.باقی عمر را بین شوروی و کوبا گذراند و برای کا گ ب کار میکرد ومشاور فیدل کاسترو بود.
در سال ۱۹۷۸ در هاوانا درگذشت و با نام رامون ایوانویچ لوپز در مسکو به خاک سپرده شد. او در موزه کا گ ب شهر مسکو جایگاه افتخاری دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر