دوشنبه، شهریور ۲۵، ۱۳۹۲

بگريزد و بريزد


چه غريب ماندی ای دل!
نه غمی،
نه غم‌گساری
نه به انتظار ياری،
نه ز یار انتظاری.

غم اگر به كوه گويم
بگريزد و بريزد
كه دگر بدين گرانی
نتوان كشيد
باری!

هوشنگ ابتهاج

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر