![]() |
| !No Shit Gardash |
شعرهایت بند تنبانی شده
گودِ تو مورنینگ و مورنینگِ تو گود
نامه ات ما را بسی حیران نمود
سالها بودی تو در پستو نهان
سیدعلی اینک تو را کرده عیان
من گمان دارم تراای خنده رو
سیدعلی آورده بهر گفتگو
تو همان بودی که در بحث اتم
روضه میخواندی توی فردوی قم
چون تو بودی پیرو خط امام
کردهام "فالو" تو را بنده مدام
من خودم یک شیعه زاده بوده ام
از طرفداران حزب توده ام
من برای حفظ تنبان خودم
مدتی هستش که لامذهب شدم
تو برای وقت کشتن آمدی
"جست فور" خر کردن من آمدی
چون هنوز آماده نَبوَد بمبتان
لاجرم می جنبد اکنون دمبتان
لاکنای کله کدوی گچ سرا
فکر کردی می کنی "دانکی" مرا؟
دلخورم از رهبر مستضعفین
بارها "مای فیس" را زد بر زمین
کرد او یک بچه پر رو را رئیس
کله پوکِ بیسوادِی مثل "دیس"!
هشت سال آن بچه پر روی ببو
خاک می پاشید در چشم "عمو"
در همان ایام "آقای" شما
شکوه می فرمود از تحریم ها
رفت آن انچوچک و تو آمدی
حرفهای "اینترستینگی" زدی
گرچه بیبی سی بود اسپانسرت
"فاین" باشد گفتهها و زر زرت
لاکنای شیخ الرئیس گنده "هِد"
هست بیبی سی برای بنده "دِد"
طالبی گر "اِند" تحریمات را
صرف "دیسکاشِن" نکن اوقات را
آخرین "ادوایز" ما را گوش کن
گوش خود را باز و این را توش کن
من خودم بر ماندن تو راضی ام
گرچه ناراضی ز هسته بازیم
هسته را ول کن عمو، نان را بچسب
قدس را "فورگت" کن، ایران را بچسب
بیش از این با من مکن اما و "ایف"
دست بردارید از بمب کثیف
چاره تان دیگر نباشد التماس
یک غلط کردم بگوئید و خلاص
منبع: اشعار طنز حسین پویا از اینجا

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر