حالت جنگ ۴ ماه و ۴ روزه انگلستان با ایران یکم نوامبر ۱۸۵۶ با دادن اعلان جنگ از سوی دولت لندن به تهران آغاز شد.
مورخان این رویداد استعماری را «جنگ بر سر هرات» نامگزاری کرده اند، ولی حقیقت این بوده است که انگلستان می خواست دست دولت تهران را از تاجیکان افغانستان (امروزه ۱۴ میلیون) که خودرا ایرانی می دانند کوتاه و ارتباطش را با تاجیکان منطقه فرارود که تزار روسیه چشم طمع به آنان داشت قطع کند و فرضیه قدرتهای اروپایی را که ایرانزمین (پرشیا) باید ایران (کوچک و کوچکتر) شود تا نادرشاه دیگری ظهور نکند به اجرا درآورد.
اعزام نیرو ششم نوامبر سال ۱۸۵۶ از مدرس و بمبئی (مومبای) بسوی ایران [فاقد نیروی دریایی و ارتشی واقعی] آغاز شد. این نیرو مرکب از چند لشکر انگلیسی ـ هندی و گروهانهای مهندس و مین گذار با سی کشتی نیروبر و هفت رزمناو به فرماندهی سرلشکر «سر جیمز آوت رام » به حرکت درآمد. در آن زمان لُرد «پالمرستون» نخست وزیر انگلستان بود. انگلیسیها به این دلیل حاضر به لشکرکشی از طریق افغانستان به هرات نشدند که تجربه نخستین جنگ انگلستان با پشتونهارا در ذهن داشتند و می دانستند که ممکن است بین راه مورد شبیخون آنان قرارگیرند. به علاوه سازش ایرانیان با پشتونها که هزاران سال ملت واحدی را تشکیل می دادند قابل پیش بینی بود. طرح عملیات نظامی بر این پایه تنظیم شده بود که نیمی از نیروی اعزامی منطقه بوشهررا مورد حمله قراردهد و به سوی شیراز پیش برود و نیم دیگر پس از تصرف جزیره خارک وارد اروندرود شود، محمره (خرمشهر)را تصرف و از اینجا به سمت اهواز پیش براند تا دولت تهران حاضر به متارکه جنگ و دادن امتیاز مورد نظر شود. به سرتیپ هنری هاولاک فرمانده نیروهای مامور تعرض به خوزستان توصیه شده بود که در جریان زد و خورد کاری کند که نبرد به بین النهرین (عراق امروز) کشانده نشود.
خارک در چهارم دسامبر ۱۸۵۶ تصرف شد. خرمشهر از ۱۹ مارس ۱۸۵۷ زیر آتش ناوهای انگلیسی که وارد اروندرود شده بودند قرارگرفت و نبرد انگلیسیها با مدافعان خرمشهر به فرماندهی خانلرمیرزا تا ۲۷ مارس ادامه یافت و تلفات سنگین بود. در این روز خانلر میرزا به سوی اهواز عقب نشینی کرد. آن دسته از نیروهای انگلیسی که عازم بوشهر شده بودند پس از گلوله باران کردن بندرگاه و سواحل اطراف آن نهم دسامبر ۱۸۵۶ از کشتیها پیاده و روز بعد وارد گوشهای از شهر شدند که فاقد دفاع موثر بود. تعرض انگلیسیها به منطقه بوشهر به آسانی خوزستان نبود. تصرف بوشهر تا یکم ژانویه ۱۸۵۷ تکمیل نشد. دو روز پس از ورود انگلیسیها به حاشیه بوشهر، ژنرال آوت رام نقشه پیشروی به سوی شیراز را ترسیم کرد که به او خبردادند مردم منطقه (غیرنظامیان) آماده دفاع خودجوش شده اند و چهارهزار تن از آنان راهها، تنگهها و گردنههای منطقه را بسته و سنگربندی کرده اند. آوت رام افراد سه لشکر را مامور کرد که از طریق برازجان عازم شیراز شوند. پنجم فوریه ۱۸۵۷ غیرنظامیان منطقه در «خوشاب» انگلیسیها را متوقف و پراکنده ساختند.
ارتفاعات در کنترل داوطلبان ایرانی بویژه دسته «رئیس علی» بود. آوت رام دستور عقب نشینی به بوشهر را داد که داوطلبان در جریان آماده شدن انگلیسیها برای بازگشت، اردوگاه آنان را تصرف کردند. در عملیات تصرف اردوگاه هشتصد داوطلب شرکت داشتند. به این ترتیب، تعرض انگلیسیها در منطقه فارس موفقیت نداشت و گفته شده است که خودکشی دو تن از افسران انگلیسی به همین دلیل بوده است. انگلیسیها خودرا برای تعرض دیگری آماده می کردند که خبر رسید دو دولت در پاریس و با میانجیگری رئیس جمهور فرانسه به سازش نزدیک شده اند که سازشنامه چهارم اپریل امضاء شد.
واگذاری هرات ـ شهری كه قرنها حاكم نشین خراسان، زادگاه شاه عباس، یكی از مراكز فرهنگ و ادب ایران و مدتی نیز پایتخت کشور بود ـ طبق قرارداد پاریس مشروط است [در شرایطی، ایران می تواند با توسل به سرباز در آنجا مستقر شود]. در آن زمان سیاست دولت لندن بر این مدار بود كه از ایران خاوری، یك افغانستان [اسما] مستقل ولی تحت نفوذ آن دولت كه حایل (بافر) میان آسیای میانه روسیه و هند انگلستان باشد به وجود آید. «افغانستان» نامی است كه انگلیسیها بر ایران خاوری گذارده اند. تاجیکان افغانستان هیچگاه راضی به جدا شدن از ایران نبوده اند. در آن زمان انگلیسیها با ادامه یکپارچه بودن ایرانزمین كه دربار تهران متمایل به دولت روسیه بود مخالف بودند و به همین سبب هرات و نواحی دیگر افغانستان و همچنین بخش شرقی بلوچستان (مکران) را از ایران جدا كردند.
منبع

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر