ای ساحر بزرگ.
با جیغ جغد فاجعه تکرار میشود
وقتی دهان ِ دره پدیدار میشود
این دره پیش رو و تو بر تاخت میروی؟
خوش باش و باش! اسپ ِ تو طیار میشود!
با حکم تو دو خط موازی بهم رسند
حين سقوط، جاذبه انکار میشود!
قومی پی تو روانه این مسلخند و آه
از جهلها که پرده پندار میشود
پایان چندشآور این قصه دیدنی است
وقتی تن تو طعمه کفتار میشود
فریادهایمان همه بر این امید بود
سالار مست قافله هشیار میشود
کُشتی و بند میزنی و داغ مینهی
اینگونه باز فاجعه تکرار میشود
فوجی عظیم از غُل و زنجیر میرهند
چون واپسین مسیح جلودار میشود
فرعون! توبههای تو آندم شنیدنی است
چون کوه ِ موج بر سرت آوار میشود
ای ساحر بزرگ چه تدبیر میکنی؟
بنگر عصای جادوگران مار میشود!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر