چهارشنبه، مرداد ۱۶، ۱۳۹۲

که نفهمند...


در زندگانی من، آفتاب نقش ضعیفی دارد
افسوس!
ساده نبودن، تلخم کرده و گرنه می‌گفتم می‌خندیدید!

وقتی که گریه‌ام می‌گیرد می‌روم آن پشت فوراً پیاز پوست می‌کنم که نفهمند
آنگاه، موهایم را از روی ابروهایم کنار می‌زنم 

آنجا نشسته‌ای....

 رضا براهنی



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر