دوشنبه، خرداد ۱۳، ۱۳۹۲

زندگی کردن ممنوع


مردم دنیا اسیرند



من در دنيای ممنوع زندگی میکنم
بوسیدن گونه دلبندم
ممنوع
ناهار با فرزندان سر يک سفره
ممنوع
همکلامی با مادر و برادر
بی نگهبان و ديواره سيمی
ممنوع
بستن نامه‌ای که نوشته‌ای
يا نامه سربسته تحويل گرفتن
ممنوع
خاموش کردن چراغ آنگاه که پلک‌هايت بهم میآيند
ممنوع
بازی تخته نرد
ممنوع
اما چيزهای ممنوعی هم هست
که میتوانی گوشه قلبت پنهان کنی
عشق،‌انديشيدن، دريافتن.
ناظم حکمت چکامه سرای یونانی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر