یکرنگ چو شد جهان رود در خواب، خواب است و سیاهی آنچه او سازد.
چون روشن روشنان فرو میرد
تاریک شود جهان و خوف انگیز
دیگر همه چیز رنگ او گیر
او اهرمنی ستمگر و خیره است
او دشمن روشنیست، او دزدی
بر گستره قلمروش چیره ست
او چهره کائنات را چالاک
تصویر کند بمسخ کوبیکش
چون هندسه جذام، وحشتناک
در نوبت او که حکمها راند
از خرد و بزرگ، از نو و کهنه
هیچ چیز برنگ خود نمیماند
هرچیز که هست، رنگ خود بازد
یکرنگ چو شد جهان، رود در خوا
خواب است و سیاهی آنچه او سازد
آری، بشب سیاه خواب انگیز
هر چیز که هست حکم شب دارد
آری همه هرچه هست جز یک چیز
این است که میستایم آتش را
آن روشن پاک، زنده بیدار
نستوه و بلند روح سرکش را.
مهدی اخوان ثالث
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر