آن حضور ناخوانده، اینجاست.
روزی روزگاری اشتباهی بود
چنان ابلهانه و کوچک
که هيچکس متوجه آن نشده بود
نه تاب آنرا داشت
که خودش را ببيند و نه از خود بشنود
او همه جور چيز اختراع کرد
فقط برای آن که ثابت کند
خودش واقعا وجود نداشت
فضا را اختراع کرد
تا اثبات هايش را در آن تعبيه کند
و زمان را تا اثبات هايش را نگهدارد
و جهان را تا اثبات هايش را ببيند
همه آنچه او اختراع کرد
چندان ابلهانه نبودند
چندان کوچک هم نبودند
ولی بیشک اشتباه بودند
مگر جور ديگری هم میتوانست باشد!؟
واسکو پوپا شاعر يوگوسلاو
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر