سه‌شنبه، اردیبهشت ۰۳، ۱۳۹۲

ایران بوشهر تسلیت


ای عروسکهای خونین بلاتکلیف برخاک، این مصیبت ازدلم کی دست بردارست اینجا؟! برای هم میهنان داغ دیده بوشهری.



این همان شهرست؟
پیشاپیشم آوارست اینجا
برزمین یارب فقط نعش سپیدارست اینجا
برسرم خرمای خون آلود میافتد هراسان
برگلوی نخل ها زخم تبردارست اینجا
ماه رد شد لزلرزان امشب ازشهر خموشان
دارد از بالا می افتد سخت تبدارست اینجا
دارد از آن سوی گندمزار میآید پریزاد
شروه خوان کوچ فایزهای بسیارست اینجا
کیست او فانوس دردستش بدنبال جسدهاست
باتمام بغض سربردوش دیوارست اینجا
ای عروسکهای خونین بلاتکلیف برخاک
این مصیبت ازدلم کی دست بردارست اینجا؟!
چشم هابرکشتگان شهردیگرگون میآیم
هرچه می بینم فقط ابرست وآوارست اینجا.
بندر عباس ۲۱/۱/۹۲ محمد حسن انصاری نژاد
که از او مجموعه هایی چون، یک باغ زخم تر، سبز سرخ، روی شانه اروند، و زلیخاست که بر پیرهنم میگرید، پرندگان پراکنده اند انسانها، زمزم ووو، بچاپ رسیده، که اینروزها در شهر بندرعباس روزگار میگذراند برای مردم شریف و نجیب و مصیبت زده بوشهر شعر بالا را سروده است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر