چهارشنبه، اردیبهشت ۰۴، ۱۳۹۲

دراین جهان ظلمانی


پيش از پژمردن آخرين گل.




پيش از آنکه واپسين نفس را برآرم
پيش از آنکه پرده فروافتد
پيش از پژمردن آخرين گل
برآنم که زندگی کنم
برآنم که عشق بورزم
برآنم که باشم
دراين جهان ظلمانی
دراين روزگار سرشار از فجايع
دراين دنيا پر از کينه
نزد کسانی که نيازمند منند
کسانی که نيازمند ايشانم
تا دريابم، شگفتی کنم، باز شناسم
که میتوانم باشم، که میخواهم باشم
تا روزها بی ثمر نماند
ساعتها جان يابد
لحظه ها گرانبار شود
هنگامیکه میخندم
هنگامیکه میگريم
هنگامیکه لب فرو میبندم.
مارگوت بيگل

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر