چهارشنبه، فروردین ۱۴، ۱۳۹۲

شما که خود نیرنگید و فاجعه


بناچار از خود بستوه آمدید




دیری با من سخن بدرشتی گفته اید
خود آیا تاب تان هست که پاسخی درخور بشنوید
رنج از پیچیده گی می بَرید
از ابهام و هر آنچه شعر را
در نظرگاه شما، بزعم شما
بمعمایی مبدل میکند
اما راستی را از آن پیشتر
رنج شما از ناتوانایی خویش است
در قلمرو دریافتن
که اینجای اگر از عشق سخنی میرود
عشقی نه از آنگونه است
که تان بکار آید
وگر فریاد و فغانی هست
همه فریاد و فغان از نیرنگ است و فاجعه
خود آیا در پی دریافت چیستید
شما که خود نیرنگید و فاجعه
و بناچار از خود بستوه، نه ؟
دیری با من سخن بدرشتی گفته اید
خود آیا تاب تان هست
که پاسخی بدرستی بشنوید
بدرشتی بشنوید؟

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر