یکشنبه، فروردین ۱۱، ۱۳۹۲

بگذریم از این فکرهای شیطانی


غزال اگر بکمند اوفتد، عجب نبود، عجب فتادن مرد است در کمند غزال. سعدی



فضای خسته و پوسیده‌ زمستانی
و حسِّ مبهم «شاید تو هم پشیمانی»
تمام حوصله‌ام را سئوال پیچیده
پر از توام و پر از ابرهای بارانی
نشسته در اتوبوسی که ایستگاه‌اش را
به هر کجای جهان میشود بچسبانی
در انتخاب خودم یا تو یا خدایی که
بگذریم، از این فکرهای شیطانی
ببین مرا وسط جاده‌های بی عابر
بدون قلب تو، با عشق‌های جبرانی
ترا قدم زدم آنقدر تا که پیوستم
بخط ممتد جاده‌های طولانی
به اعتراف گناهی نکرده افتادم
مرا ببخش از این دروغ پایانی.
مهسا ظهیری

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر