پنجشنبه، دی ۲۱، ۱۳۹۱

قضیه برعکس ثابت میشود


همیشه می‌رسی ولی بجایی دیگر.



چیزی را جستجو کردن
همیشه یافتن چیز دیگری است
پس برای یافتن چیزی
باید بجستجوی آنچه نیست، بروی
پرنده ای را جستجو کردن، گل سرخی را یافتن
عشق را جستجو کردن، تبعید را یافتن
هیچ را جستجو کردن، انسان را شناختن
بعقب رفتن برای پیشروی کردن
راز راه نه در فرعی‌هایش
نه آغاز مشکوک
و پایان تردیدآمیزش
که در طنز گزنده‌
دو طرفه‌هایش است
همیشه میرسی
ولی بجایی دیگر
همه چیز میگذرد
اما در دیگر سو.
بیستم، شعری از روبرتو خواروز

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر