یکشنبه، مهر ۱۶، ۱۳۹۱

کسی بفکر رهائی نیست


چه روزگار غریبی



کسی بفکر رهایی نیست
دریچه های جهان بسته است
و چشمها از روشنی هراسانند
زمین شکوه کریمانه بهارش را
ز شاخ و برگ درختان دریغ میدارد
و آسمان، شب صاف ستارگانش را
نثار خاک دگر کرده است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر