چهارشنبه، تیر ۱۴، ۱۳۹۱

اگر بمرد عدو جاى شادمانى نيست

كه زندگانى ما نيز جاودانى نيست
کسی مژده پيش انوشيروان عادل آورد.
گفت: شنيدم که فلان دشمن تو را خداي عزوجل برداشت. (گفت: شنیدم که خدا مرگ دشمنت را داد)
گفت: هيچ شنيدی که مرا بگذاشت؟ (انوشیروان گفت: آیا شنیدی که به من عمر جاودان داد؟)
اگر بمرد عدو جاى شادمانى نيست
كه زندگانى ما نيز جاودانى نيست
گلستان سعدی، باب اول، در سیرت پادشاهان، حکایت ۳۷



هیچ نظری موجود نیست: