پنجشنبه، خرداد ۰۴، ۱۳۹۱

پند گیر و کاربند و گوشدار


گلستان حضرت سعدی



یکی‌ از خدمتکاران عمرو لیث، که از طرف امپراتور اسماعیل سامانی، حکمران سیستان بود، بدلیلی‌ از دربار او فرار کرده بود، خدمتکاران دیگر را فرستادند و او را باز آوردند. وزیر با او دژمنی داشت و به عمرو لیث گفت که او را بکشد تا درس عبرتی برای دیگران شود، تا دیگر کسی‌ از خدمت حکمران فرار نکند.
گماشته در پیش عمرو، بخاک افتاد و بگفت: هر حکمی که بدهی‌، حق داری که تو خداوندی و از دستور خدا نمیتوان سر پیچی‌ کرد.
هر چه رود بر سرم چون تو پسندی رواست
بنده چه دعوی کند حکم، خداوند راست
اما چون نان و نمک ترا خورده‌ام ، نمیخواهم خون من گردن تو افتد و روز رستاخیز دامنت را بگیرد. پس اجازه بده اول این وزیر را بکشم و آنگاه بقساس خون او دستور بده مرا بکشند تا بحق کشته باشی‌.
ملک خندید و به وزیر گفت، نظرت چیه؟
وزیر گفت: ای خداوند جهان بخاطر خدا از این دریده چشم، بگذر و او را سدق سر گور پدرت آزاد کن، تا مرا به بلایی دچار نکند.
گناه از من است که پند حکما و بزرگان را فراموش کرده ام، که میگویند وقتی‌ بجنگ سنگ انداز میروی، سر خودت را شکستی، و وقتی‌ بطرف دشمن تیر انداختی، بدان که هدف تیرش قرار گرفتی‌.
چو کردی با کلوخ انداز پیکار
سر خود را بنادانی شکستی
چو تیر انداختی بروی دشمن
چنین دان کاندر آماجش نشستی
گلستان سعدی باب اول در سیرت پادشاهان
حکایت شمارهٔ ۲۳
پاروقی:
عمرو لیث صفاری دومین فرمانروای سلسله صفاری بود که در شرق و جنوب ایران از طرف حکومت مرکزی حکومت میکرد (۸۷۹-۹۰۱ میلادی - از سال ۲۶۵ تا ۲۸۹ هجری، بر سیستان حکومت داشت)
او برادر کوچک یعقوب لیث بود و پا بپای برادر بزرگترش جنگید و بعدها در سال ۸۷۵ میلادی از طرف یعقوب فرماندار هرات شد . پس از مرگ یعقوب، بفرمان شاهنشاه ایران اسماعیل سامانی، عمرو جانشین برادرش و پادشاه صفاریان در اقلیم خراسان شد . در سال ۹۰۱ میلادی نبردی میان او و امپراتوری سامانی که بر کلّ جهان آنزمان فرمانروایی می‌کرد، درگرفت. در این نبرد عمرو لیث از شاهنشاه اسماعیل سامانی شکست خورد و اسیر شد. شاه اسماعیل وی را به بغداد فرستاد. عمرو لیث پس از مدتی در تبعید در سال ۹۰۲ میلادی بدست گماشته اش کشته شد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر