جمعه، اسفند ۲۶، ۱۳۹۰
پیش از اظهار نظر مطمئن باش گود خالی نیست
شرح مصیبت دادن به جای شر مصیبت کردن
امروز ضمن خواندن روزنامه ها، اینجا و آنجا رسیدم به ترانهای از محسن چاوشی، به نام پرچم صلح. من طبق عادتی که دارم و به هر پدیده تازهای نه نمیگم، این موزیک را برای نخستین بار شنیدم و با دقت بشعرش گوش دادم،
و در انتها این پرسش بذهنم هجوم آورد که اگر بجای تمام این وقتی که صرف ساختن، خواندن و ضبط این آهنگ شده بود، و بجای آه و ناله و سوز و گداز، اگر هر کار مثبتی دیگری در جهت حل مشکلِ عظیمی که کشور عزیزمان به آن دچار است، میشد، هم از تاثیر منفی این موزیک بر شنوندها جلوگیری شده بود، و هم دنیا به ما نمیخندید که به جای آستین بالا زدن و شر مصیبت کردن، به شرح مصیبت میپردازیم و اکتفا میکنیم.
میدانم که عدهای بلافاصله در پاسخ به من، جمله معروف «دورِ گود نشستی و میگوئی لنگش کن» را میگویند، و من در جواب این عده میگوئیم، اگر کسی واقعا در گود و میدان باشد، برای تشویقش او، بد نیست که از دورِ گود داد زد و گفت لنگش کن، مشکل اینجاست که همه دورِ گود نشستیم، و گود خالی است، و همه منتظریم یکی وارد گود بشود. پس فرقی نمیکند که از دور گود چه مطلبی صادر شود.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر