اگر زندهای مگو هرگز
بیدادگری، این زمان با گامی استوار پیش میرود
ستمگران، خود را برای صد قرن تجهیز میكنند
زور، قول میدهد چنین كه هست میماند
جز صدای فرمانروایان ستمگر، هیچ صدائی طنین نمی افكند
و در بازارها، استثمار بانگ بر میدارد
اینك، تازه من آغاز میكنم
اما از استثمار شدگان اكنون بسیاری میگویند
آنچه ما میخواهیم هرگز شدنی نیست
اگر زنده ای، مگو هرگز
هیچ یقینی را یقین نیست
چنین كه هست نمیماند
پس از ستمگران، ستمدیدگان سخن خواهند گفت
چه كسی را یارای آنست كه بگوید هرگز
از كیست كه استثمار دوام می یابد؟ مـا
از كیست كه استثمار معدوم می شود؟ باز هم از مـا
اگر از پای افتادهای برخیز
اگر شكست خورده ای، باز بجنگ
آنكس كه جایگاه خود را شناخت
چگونه میتوان بازش داشت؟
چراكه شكست خوردگان امروز، فاتحان فردایند
و هرگز، بهمین امروز تبدیل میشود.
برتولت برشت
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر