پنجشنبه، آذر ۲۷، ۱۴۰۴

شب یلدا را جشن میگیریم فارغ از گذشته و آینده


شب شب شعر و شوره


بیش از شش هزار سال پیش، نیاکان آریائی ما نظام خورشیدی یا منظومه شمسی را اینچنین رسم کرده و نشان میدادند. و آنوقت بما در مدارس آموختند که گالیله ایتالیائی در چهار سد سال پیش کشف کرد که زمین گرد است!!

زمان انقلاب زمستانی دوازده روز طول میکشد كه به ٩ و ٣ روز تقسیم میشود و این سه روز را یلدا مینامند. واژه یلدا وام گرفته از اوستا از دو بخش یل + دا تشکیل شده است. واژه اوستائی یل بمعنا و چم بسیاری است از جمله پهلوان، آزاد، رها، توانا، قدرتمند. چنانچه فردوسی کبیر میفرماید: بیامد سوی کاخ دستان فراز، یل پهلوان رستم سرفراز.
ولی در واژه یلدا، یل بمعنی شب است. واژه اوستائی «دا» هم در این واژه بمعنای آفرینش است، و سه شبان یلدا در واقع آفرینش نور از دل تاریکی است که در انفلاب زمستانی رخ میدهد. واژه دا دار یعنی آفریننده عالم.
مطلب دیگری که باید یاآوری کرد، این باور اشتباه است که اکثر قریب به اتفاق مردم، تاریکی و ظلمات را بد و ناپسند دانسته و آنرا به پلیدی و شیطان و ابلیس صفتی نسبت میدهند. و از آن بدتر آنرا جز آئین زرتشت نامیده و میگویند تاریکی و نور مرتبا با هم درحال جنگند. این حماقت از آنجا نشأت میگیرد که اغیار که با فرهنگ و آئین ایرانی بیگانه بودند، خود را جلو انداخته و با عناوین استاد و پژهشگر و محقق و دانشمند، هر مزخرفی را به ملت جنگ زده و غارت گشته ایران پس از جنگ جهانی اول و دوم، حقنه کردند. و داستانهائی را که پارسها برای کودکان خود تعریف میکردند تا بزبان ساده آنها را با پدیدهای پیچیده طبیعت آشنا سازند، گرفته و برای خود و جهانیان دین و مذهب ساختند. مثلا پارسها برای بیان شرح علت انقلاب زمستانی برای کودکان خود، که در آن جهت چرخش خورشید عوض شده و بدین سبب روزها بلندتر و شبها کوتاهتر میگردند (برخلاف انقلاب تابستانی) که پدیده ای پیچیده و نجومی است، ازپیکار نور و تاریکی داستانها میساختند تا این مطلب پیچیده را برای آنان بازگو کرده باشند. همین را ابله ها گرفته و آنرا جنگ بین اهورا و اهریمن نامیده و پیروزی نور بر تاریکی تفسیر کرده و به آئین حضرت زرتشت مقدس بستند.
درحالیکه در آئین زرتشت و یا «به آئین» چیزی بنام ابلیس و شیطان وجود ندارد. و همه پدیدها دارای منطق و دلیل ویژه خود هستند. بنابر آئین زرتشت، خداوند ابتدا نور، سپس آتش( که اجرام آسمانی از آن ساخته شده اند) و پس از ایندو ظلمات را آفریده است. که از ترکیب این سه، آب که موجب زندگانی است پدیدار گشته که تا ابد و تا جاودان زندگی ساز و حیات بخش است. و داستان آب زندگی در تاریکی و ظلمات از اینجا ناشی میگردد و نه اینکه در جائی تاریک چشمه آبی وجود داشته باشد که نوشیدن از آن موجب عمر جاودان گردد. در آئین زرتشت همانگونه که مولانا در مثنوی مفصل شرح داده همه پدیده ها دارای ضدی هستند که توسط آن، نمود و موجودیت پیدا میکنند. در نبود تاریکی، نور مفهومی ندارد و برعکس. و یا بقول سعدی کبیر: گنج و مار و گل و خار و غم و شادی به همند. تاریکی و ظلمات نه تنها بد و ناپسند و شیطانی نیست، بلکه یکی از بزرگترین نعمتهای خداوند است. چنانچه تمامی کائنات در ظلمات قرار دارد. ( آنچه که ما بر روی کره زمین نور و رنگ میبینیم، بلطف لایه زخیم جو و یا اوزنی است که سراسر کره زمین را پوشانده است و مانند منشور، تابش آتش خور و یا خورشید را به رنگها و نور تبدیل میسازد.) و بدین سبب هم هست که ظلمانی ترین و بلندترین شب را ایرانیان و یا زرتشتیان کهن، بزرگترین جشن و پایکوبی دانسته و تا خود صبح میرقصیدند و شادی میکردند.
یلدا بر شما مردم زیبا شاد و خوش باد.
بتم بر طلعت خود شانه زد زلف چلیپا را
پریشان بر صباح عید دارد شام یلدا را
خیال قد جانان در دل سوزان و حیرانم
که ترسم آتش دوزخ بسوزد نخل توبا را
بهار آمد بیا ساقی برغم چرخ مینایی
وبال گردن زاهد بریزان خون مینا را.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر