سه‌شنبه، آذر ۳۰، ۱۳۹۵

تو که آمدی


از شیرکو بیکس



باران که آمد
گلی در خانه ام روئید
آفتاب که تابید
آئینه ای تمام قد بخانه ام داد
درخت توی ایوان
شانه ای بموهایم بخشید
عزیزکم
تو که آمدی
گل و آینه و شانه را بردی و
شعری بمن سپردی.
شیرکو بیکس

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر