یکشنبه، مهر ۱۸، ۱۳۹۵

به بهانه عاشورا


دروغهائی که برای پوشاندن گذشته ننگین خود ساختند.



حدود ۳۰۰ سال پیش بر اثر جنگهای چلیپی که بین دوازده شهریاری که در دنیا بفرمان امپراتوران صفوی حکومت میکردند، رخ داد , امپراتوری پارسی که بر جهان حکومت میکرد از هم پاچید و تلاش آخرین امپراتور آن نادر شاه نتیجه نداده و بربر هایی که مانند حیوانات وحشی در اطراف مرز های این امپراتوری شگفتانگیز در شرایطی سخیف میزیستند ( اعراب و تورگها و انگل ساکسونها و ویکینگها ووو، ها که در توحش زبانزدند و همانجا که میخوردند همانجا هم ادرار کرده و فضولات معده را خالی و همانجا هم بزنان و کودکان خود تجاوز میکردند, قبیله دزدان که امروزه خودشان را اعراب مینامند در حالیکه اعراب کسانی بودند که در شمال آفریقا زیر پرچم پارس ها میزیستند و از این گروه بکلی متمایزند و تورگها که به آنان کفتار(تورگ یعنی کفتارو این حیوان نماد تورگها تا ۴۰ سال پیش و پیش از انتخاب گرگ بود) و یا حیوان گفته میشد از بس ابتدایی و بربر منش بودند ) بدرون شهر های آباد و زیبای ایران ریختند و جنایاتی مرتکب شدند که امروزه گوشه کوچکی از نمونه های آنرا در بین تروریست های داعش که از همان جنس و قبایل و همان بربرها هستند میتوان دید. و زدند و بردند و کشتند و چپاول کردند و سوزاندند و از کشته شدن مردان پارسی در جنگهای طولانی چلیپی و نبود قدرت مرکزی سوءاستفاده کرده و به شهرهای بی دفاع ریخته و افراد سالخورده را سربریدند و سوزاندند و زنان و کودکان را به اسارات گرفته و در عوض توحش و خرافات و مذهب و زن ستیزی و همجنسگرایی و دزدی و قتل و غارت و حماقت خود را به ملت های متمدن پارسی که هنر و زیبایی و علم و ادبیات با همه لایه های زندگیشان آژین شده بود تحمیل کرده و کودکانی که باقی مانده بودند با توحش خود بار آوردند. نتیجه این جنایات همانگونه که امروزه در ایراگ و سوریه و خراسان بزرگ شاهدیم تولید پدیده های نفرت انگیزی بود که نسل آدمی را دگرگون ساخته و آدمیت را برای همیشه زنده بگور ساخت . پدیده هایی مانند نژادپرستی، نفرت از بشریت و از افرادی که هم قبیله نیستند، مذهب و خرافات و حماقت و نامردمی های برخاسته از اینها که دستاورد توحش بربر ها بوده و هست , جامعه بشری را آنچنان رقت انگیز و پست نموده که برای هر که آگاه است جز رنج و تلخی دیدگاه دیگری در افق هستی آدمی متصور نیست.
یکی از این حماقتهای تحمیل شده به ایرانیان، اسلام دگرگون شده و با حماقت قاطی گشته شیعه است که از بس احمقانست ویژه مرکز امپراتوری پارسا ها قرار داده شده تا هست و نیست و یادگارهای این امپراتوری عظیم را مانند تیزاب حل کرده و نابود سازد. و شاهکار آن مراسم عزاداری برای داعشیانی است که نیاکان پارسی را در صد سال پیش سربریدند. و از همه اینها دردآورتر مردمی هستند که باوجودی که کم و بیش به اصل ماجرا پی برده اند ولی همچنان برای قاتلان هستی و نیستی شان مراسم عزاداری برپا میکنند.
با وجودی که مطالب زیر بارها و بارها منعکس شده ولی به باور من تا زمانی که این مطالب آنچنان جا نیفتاد که در جامعه نقش مهم خود را بازی کند میبایست تکرار گردد.
نخست حمله اعراب به ایران یک دروغ بشدت حماقتبار است که از مغز بیسواد بربر ها و نوکران آخوند آنها تراوش شده است. چراکه از نظر جغرافیائی اینکار همین امروز با همه تکنولوژی به اصطلاح پیشرفته غیرممکن است. چرا که در بین حجاز و یا عربستان جعلی تا خلیج پارس و همچنین تا مرزهای ایراگ(عراق) کنونی و سوریه، هزاران کیلومتر کویر غیر قابل عبور وجود دارد. کویری که از کویر لوت ایران خشنتر و غیرممکن تر است. و برای قبایل بربر همین امروز هم گذشتن از این کویر و خود را به ایران رساندن، غیرممکن است. آنچه که حمله اعراب و تورگ و چنگیز به ایران تاریخ جعلی گشته است، تماما برمیگردد به جنگ جهانی اول و فاجعه کشتار بیست میلیون ایرانی توسط انگل استان و فرانسه و روسیه و بکار گرفتن قبایل بغایت وحشی عرب و تورگ و یهود که با فقر مطلق در حاشیه شهرهای آباد ایران میزیستند. و اگر رضا شاه قشون قزاق را راه نمی انداخت و جلوی قتلعام ایرانیان و تجزیه ایران را نگرفته بود، امروز تنها نامی از ایران و ایرانی باقی مانده بود و مانند مایاها، در تاریخ مینوشتند، ایران تمدنی که ناگهان ناپدید گشت.
امام حسین می‌گوید:
ما از تبار قریش هستیم وهواخواهان ما عرب ودشمنان ما ایرانیها هستند. روشن است که هرعربی ازهر ایرانی بهتر وهر ایرانی از دشمنان ماهم بدتر است. ایرانیها را باید دستگیر کرد و به مدینه آورد و زنانشان را بفروش رساند و مردانشان را به بردگی و غلامی اعراب گماشت.
امام سوم شیعیان -کتاب «سفینه البحار و مدینه الحکام و الآثار» صفحه ۱۶۴ نوشته شیخ عباس قمی
شیخ عباس قمی از روحانیون گنده لات شیعه و نویسنده کتاب مفاتیح الجنان (یک کپی از کتابی پارسی است که بشدت تحریف و معکوس شده است)
طبق کتاب جعلی تاریخ طبری:
ص ۳۰۰۷: حضرت عباس با ۵۰ تن، یورش می برند و مشک‌ها را پر از آب میکنند. و پیش حسین باز میگردند.
ص ۳۰۱۸: روز تاسوعا، وفتی زینب بی‌تابی میکند، «حسین بدو پرداخت و آب به چهره‌اش ریخت»
ص ۳۰۲۱: روز عاشورا، «حسین و همه ی یارانش»، با «مشک آب» موهای زائد بدن خود را زدودند.
جالب است. کتابی که با این جزئیات، وقایع کربلا را، در حدود یک صد صفحه نوشته، بریده شدن دو دست عباس، و تشنه بودن امام حسین در روز عاشورا را از قلم انداخته. و در عوض، تاکید داشته که امام حسین به اندازه کافی، تا روز عاشورا، آب در مشک داشته.
تا حالا برای چی گریه می کردید؟ برای یک مشت دروغ؟
کربلا صحرا نیست، جلگه است
هوا هم گرم نبوده، حسین هم تشنه لب نبوده
دهم عاشورای سال ۶۱ هجری قمری برابر با ۲۱ مهرماه سال ۵۹ هجری شمسی است. بله عاشورا در فصل پاییز بوده!
پس این جنگ در گرمای تابستان نبوده بلکه در اواخر مهرماه و در فصل پاییز بوده، به نرم افزار های آنلاین تبدیل تاریخ مراجعه کنید
حتی اگر گرما هم بوده باشد برای هر دو سپاه این مسئله بوده!
کربلا صحرا نیست بلکه یک جلگه حاصلخیز در کنار رود پر آب پالادرود(فرات) است. در این جلگه حاصلخیز بیش از شصت درصد مایحتاج کشاورزی مردم ایراگ(عراق) تولید میشود. حالا صادرات عظیم خرمای ایراگ هم که مربوط به این منطقه است بماند.
امام سوم شیعیان و لشگرش تشنه نبوده اند.
اولا در صورت نبود آب هم میتوانسته اند ازشیر شترهایشان استفاده کنند. که خوردن این شیر در میان مردم محلی بسیار پرطرفدار است.
دراحادیث و روایات و کتب تاریخی شیعه متفقا همگی به نوره کشیدن امام حسین پیش از آغاز جنگ می پردازند. نوره همان واجبی است و برای استفاده از این ماده نیاز به آب برای دوش گرفتن است!
پس چطور آب در دسترس نبوده؟
میگویند لشگر یزید آب را بر سپاه حسین بسته است!
چگونه ممکن است کسی بتواند روزدخانه پر آب پالاد رود را که در آن کشتیرانی میشد، را ببندد؟
رودخانه ای که عرض آن در بعضی مناطق به چند صد متر میرسد!
اشکالی که وارد است اینست که اگر امام حسین برای جنگ میرفته چرا خانواده و بچه های کوچکش را همراه آورده بوده؟
اگر امامان شیعه ادعا داشتند که از غیب مطلع اند و میدانسته اند که قرار است کشته شوند آیا قدرت تصمیم گیری باری مقابله با بحران را نداشته اند؟ آیا کشته شدن حسین بهتر از پیروزی او و برقراری یک حکومت اسلامی مورد میلش بوده؟
در کتاب تاریخ جعلی طبری یکی از دلایل جنگ، دعوا بر سر تقسیم اموال چپاول شده ایرانیان پس از کشتار آنان بوده است. و تا آخر.
دروغهائی که برای ساخت پیشینه و ریشه برای قبایل وحشی و بربر به تاریخ پرشکوه ایران تحمیل گشته است. و اینکار پس از جنگ جهانی اول و غارت ثروتها، چپاول و ویران ساختن اثار باستانی ایران، غارت کتب ایران و سوزاندن کتابخانه های بینظیر ایران، غارت و سوزاندن و ویران ساختن کاخهای شگفت انگیز ایران و ویران ساختن شهرهای آباد ایران صورت گرفته است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر