سه‌شنبه، اردیبهشت ۱۴، ۱۳۹۵

در بزن


خدا: من خانه هستم .. ، در بزن
آدم: که چه بشود؟
خدا: با هم چای میخوریم و گپ میزنیم
تو سبُک میشوی ..و ..
و من نظرم را در مورد تو عوض میکنم
و کاری میکنم تا دلت گرم شود
لازم نیست نماز بخوانی
می توانی همانطور که در حال چای خوردن هستی با من حرف بزنی
یا .. همانطور که در حال گوش دادن به موسیقی هستی
من هم از موزیک خوشم می آید
به آدم‌ها آموزش داده‌ام بنوازند ،
به آنها گفتم چگونه سازهای متفاوت بسازند
و نغمه‌های شورانگیز از آن بیرون بکشند ،
با رقص هم مخالف نیستم
ببین پروانه‌ها چگونه می رقصند
گُل در حال رقص است
ابرها درحال رقصند به کودکان نگاه کن ، پاک و معصومند و مدام درحال رقصند

آدم: مزاحم نیستم ؟
خدا :مزاحم نیستی
در بزن با هم یک چای بنوشیم و گپ بزنیم ...
ﺟﻠﻮﯼ ﻣﻦ ﺣﺮﮐﺖ ﻧﮑﻦ ﻣﻦ ﭘﯿﺮﻭﯼ ﻧﻤﯽﮐﻨﻢ،
ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﻣﻦ ﺣﺮﮐﺖ ﻧﮑﻦ،
ﻣﻦ ﺭﻫﺒﺮﯼ ﻧﻤﯽﮐﻨﻢ.

کامو










هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر