سه‌شنبه، فروردین ۱۷، ۱۳۹۵

تا جرثمه فسادی بنام ترک و ترکیه وجود دارد، نه منطقه روی آرامش را می‌بیند و نه جهان


تروریست‌های ترک اینبار بین آذری‌ها و ارامنه آتش کینه ، نفرت و جنگ را روشن ساختند. ظاهرا پس از ۵ سال کشتار و آوارگی مردم سوریه و ویرانی سرزمین‌های زیبای این کشور و ویرانی عراق و بمبگذاری‌های کور در بین ملت عراق و ویرانی و تجزیه عراق و چپاول دارائی‌ها و فروش نفت این دو کشور توسط ترکا ، آنچنان برای ترکا سودمند و خوشایند بوده و میلیارد‌ها ثروت را به طرفشان سرازیر نموده که ترکِ خرِ طماعِ فاشیستِ نژادپرستِ جنایتکارِ تروریست این بار بدنبال ویرانی و کشتار در دو سرزمین زیبای دیگر یعنی‌ آذربایجان و ارمنستان میباشد تا بلکه از این رهگذر و به یمن ریختن خون صد‌ها هزار زنان و کودک دیگر ، چند بیمارستان و مرکز خرید و خیابان دیگر در سرزمین اشغالی کردستان بسازد و پز حیوان صفتی و بربریتش را به جامعه بشری بدهد!

هزاران سال است که ایرانی‌ های آذری‌ و ارامنه با یکدیگر روابط دوستانه گاها روابط فامیلی، خانوادگی و حتی عاشقانه دارند ( نظامی بزرگ، حکیم عالیقدر ایران زمین هزاران داستان و حماسه از مهر بین ایرانی‌‌ها که صرف نظر از هر تفاوتی به یکدیگر عشق میورزیدند سروده است ). هزاران سال بود که این دو گروه ایرانی‌ با وجود تمامی اختلافات ظاهری که غربی‌ها در بین آنان ایجاد کرده اند و خود ایرانی‌‌ها هرگز به آن حتی فکر هم نکرده بودند، مانند همسایه و برادر، متمدنانه با یکدگر همزیستی‌ مسالمت آمیزی داشته و از هم یاد گرفته، همسر ستانده و داد و ستد داشتند، تا اینکه پس از فتنه ۵۷ و برخاستن شر آخوند و باز شدن در‌های جهنم در ایران، ترکِ گرسنه عقب مانده حیوان، به مدد دزدی از ایرانیها، از گرسنگی و فقر مطلق نجات یافته و سرش را بلند نموده و این هیولای وحشی و آدمخور، جانی تازه گرفت و درست از همان زمان هم، آرامش، صلح و زیبایی نیز از منطقه رخت بست و به جای آن، جنگ و تیره روزی گریبانگیر مردم منطقه گشت. تاریخ پر از خون و جنایت معاصر منطقه را هر جوری بنویسند، بیشک و بدون تردید یک سرش به درنده خوئی و خباثت ترکا وصل است.

اسپوتینک می‌نویسد:
آتشی که بیست سال (ترک‌ها در قرباغ روشن کرده و پس از کشتار عده‌ای بیگناه بطور معجزه آسائی خاموش شده بود) به یکباره و دوباره شعله ور شد و مجددا بحث قره باغ در صدر اخبار جهان قرار گرفت اما اینبار اکثر تحلیلگران متفق القول هستند که درگیری‌های اخیر با تحریک ترکیه بوقوع پیوسته و ترکا تلاش دارد جنگی جدید نزدیک مرز ایران و روسیه برپا کنند.

قطعا بروز چنین جنگی می تواند بر داخل ایران تاثیر گذار باشد چرا که آذریها و ارمنیها ایرانی تبار هستند و ایران در طول تاریخ مامنی مطمئن برای مسیحیان و پیروان ادیان دیگر و هر قوم و قبیله‌ای بحساب می آمده است. ( معنی‌ تمدن واقعی‌ و متمدن واقعی‌ این است نه اینکه یک گروه فامیل و همخون را در یک جای جمع کرده و دیوار دورش بکشی و آنقدر کوتاه فکر، ترسو و مردم گریز باشی‌ که نه تنها غیر خودی را بدرون راه ندهی بلکه هر کسی‌ هم که همخون تو نیست آدم نشماری و به دیده حقارت به او بنگری و حتی سلاح دست بگیری و او را به همین دلیل بکشی و پس از همه اینها چون کت و شلوار می‌پوشی به خودت متمدن بگویی و آزادی و از دموکراسی دم بزنی‌!! )

با توجه به اینکه این مناطق آذربایجان — ارمنستان و قره باغ زمانی جزو سرزمین‌های ایران بودند و قطعا ارتباط عاطفی هنوز میان ایرانی‌ها و اهالی این مناطق وجود دارد و بخشی از ایرانی‌ها هنوز پیوند‌های خانوادگی در آنسوی مرز با اهالی این مناطق دارند.
آذربایجان علاوه بر اینکه از نژاد ایرانی‌ است تنها کشور شیعه در کنار ایران در جهان بحساب می آید. این کشور همچون دیگر کشورهای تازه استقلال یافته از اتحاد جماهیر شوروی سابق پس از استقلال تلاش کردند به دلایل قومی و مذهبی و تاریخی به ایران نزدیک شود اما در آن زمان ایران که تازه از یک جنگ تمام عیار هشت ساله خارج شده بود با شرایط اقتصادی نابسامانی مواجه بود و مسئولین وقت در ایران معتقد بودند (مسئولین وقت ایرانی‌ نبودند، ضدّ ایرانی‌ بودند، لایق نبودند، بی‌ عرضه‌ و ناکارامد بودند، به معنای واقعی‌ احمق و عقب مانده و نوکر بیگانه محسوب می‌شدند از پیوستن آذری‌های به ناحق جدا شده از پیکر ایران جلوگیری کردند ) و گفتند که یکی از دلایل فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق همین جمهوری‌های فقیر بودند که وبال گردن اتحاد بودند و در صورتی که ایران بخواهد حتی این استان‌ها را بازگرداند اینان منجر به ورشکستگی و از هم پاشیدن ایران خواهند شد. البته خود اینان هم در بازگشتن به آغوش ایران دو دل بودند و بیشتر تمایل به استقلال اما استفاده از کمک‌های مالی ایران داشتند. ( به هیچ وجه اینطور نبود، آذری‌ها که عاشق ایران بودند، صد‌ها نامه به آخوند‌ها نوشته و درخواست پیوستن به مام میهن یعنی‌ ایران را کردند و حتی سیم خار دار‌های مرز را از هم دریده و به درون ایران آمدند، ولی‌ آخوند‌ها حتی جواب یکی‌ از این نامه‌ها را هم ندادند، تا اینکه انگلیسی‌‌ها به کمک ترکا وارد شده و آنجا را برای همیشه از ایران جدا ساختند! مرگ بر آخوند)

با این شرایط آذربایجان رو به همکاری با انگلیس و ترکیه و اسرائیل و کشورهای ‌اروپایی رو آورد و با کمک آنها توانست زیربنای اقتصادی قدرتمندی را برای خود فراهم کند و حتی روابط این کشور با اسرائیل آنقدر نزدیک شد که زمزمه هایی از حضور نظامی اسرائیلی‌ها در آذربایجان و پرواز هواپیماهای جاسوسی و نظامی اسرائیلی از پایگاه‌های آذربایجان به گوش رسید و حتی اتهام هایی مبنی بر ورود تروریست‌های قاتل دانشمندان هسته‌ای ایران از آذربایجان مطرح شد. مسایلی که روابط ایران و آذربایجان را تیره نمود و کار حتی در مواردی به تهدید نظامی از سوی ایران هم کشیده شد. به همین دلایل هم علیرغم اکثریت مطلق تعداد آذری‌ها در ایران و شیعه بودن آنها، ایرانی‌ها زمان درگیری میان آذربایجان و ارمنستان از آذربایجان طرفداری نکردند، البته نمی توان انکار کرد که تعداد زیادی از آذری تبار‌های ایرانی به دلیل احساسات قومی خارج از چهارچوب‌های رسمی به آذربایجانی‌ها کمک‌های زیادی کردند و در مقابل تعداد زیادی ایرانی ارمنی تبار هم به ارمنی‌ها کمک کردند.
پس از استقلال از اتحاد جماهیر شوروی سابق ارتش آذربایجان آنقدر ضعیف بود که تاب جنگ با ارمنی‌ها در قره باغ را نداشت و در نهایت مجبور به آتش بس و بلا تکلیف ماندن مساله قره باغ شد. طی چند سال اخیر آذربایجان رو به تقویت نیروی نظامی خود آورد و حجم زیادی سلاح‌های پیشرفته به واسطه گری ترکیه و اسرائیل از ایالات متحده دریافت کرد. البته ارمنستان هم آرام نه نشسته و این کشور هم اقدام به واردات سلاح و ایجاد پایگاه‌های نظامی مجهز در داخل کشور نمود و با این شرایط می توان گفت هر دو کشور امروزه تا دندان مسلح هستند.

ایران همیشه تلاش داشته و دارد که در این اختلاف جانب بی‌طرفی را اتخاذ نماید چرا که با توجه به شرایطی که قبلا ذکر کردم هر گونه موضع گیری می تواند یا بر احساسات ایرانی‌‌های داخل کشور تاثیر گذار باشد یا بر منافع ملی و استراتژیک کشور. به همین دلیل ایران به هیچ وجه تمایل ندارد جنگ قره باغ مجددا شعله ور گردد.

از طرف دیگر علیرغم جدا شدن آذربایجان و ارمنستان ابتدا از ایران و سپس از اتحاد جماهیر شوروی اما روابط ایران و روسیه با جمهوری‌های تازه استقلال یافته پیرو توافقات دو جانبه و چند جانبه همیشه ادامه داشته و بزرگترین پایگاه نظامی روسیه در خارج این کشور امروزه در ارمنستان مستقر می باشد. عملا می توان گفت این کشورها حیاط خلوت پشتی روسیه به حساب می آیند و آمریکایی‌ها طی سالهای اخیر تلاش‌های زیادی برای ورود به حیاط خلوت روسیه داشتند و همین مسئله‌ی چالش انگیز، روسیه را بسیار خشمگین کرده بود. در بدو فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی روسیه نیز مانند ایران با مشکلات اقتصادی فراوان دست و پنجه نرم می کرد و به همین دلیل مجبور بود در مقابل رفتارهای ایالات متحده دندان بر جگر بگذارد اما پس از بازسازی اقتصاد روسیه و عملا در دوره دوم ریاست جمهوری پرزیدنت پوتین شاهد تغییر اساسی در سیاست خارجی روسیه بودیم و هستیم. روسیه‌ای که قبلا دندان روی جگر می گذاشت دندان‌های خود را به نمایش گذاشته و دیگر حاضر نیست به ایالات متحده و کشورهای غربی اجازه ورود به حریم خود را بدهد.

این مورد را عملا در ماجرای اوکراین شاهد بودیم و همین مسله در مورد سوریه نیز با اقتدار هرچه بیشتر تکرار شد. روسیه نیز به هیچ وجه به ایالات متحده و ناتو اجازه نخواهد داد که در حیاط خلوت پشتی‌اش بازی کنند.

در این میان ترکیه با تحلیل شرایط ایران و روسیه در این زمینه یک بازی جدید را شروع کرده تا بلکه از طریق آن بتواند ایران و روسیه را در مرزها درگیر کند و در منگنه قرار دهد. ترکا, آذربایجان را به بازپس گیری بخش قره باغ و کوچ دادن ارمنی‌ها از این منطقه تشویق می کند. با اینکه ترکیه می داند که با شرایط بین المللی فعلی انجام چنین کاری امکان پذیر نمی باشد اما همین که این جنگ شعله ور شود و ایران و روسیه را می تواند تحت فشار قرار دهد برایش کافی است!( و خوی بربر منشانه و حیوان ترکی‌ تسلی‌ میابد و ارضا میگردد!!!)

در مقابل ایران و روسیه تمام توان خود را در میدان گذاشته اند تا از اجرای چنین نقشه‌ای جلوگیری کنند و آتش جنگ قره باغ را در نطفه خاموش کنند. در این راستا می توان گفت روز سه شنبه ۱۶/۱/۹۵ اجلاس سه جانبه میان ایران و ترکیه و آذربایجان در رامسر برگزار می باشد و در تاریخ ۱۹/۱/۹۵ یک اجلاس سه جانبه دیگر میان روسیه و ایران و آذربایجان در باکو برگزار می باشد که قطعا مسله قره باغ مورد بحث قرار خواهد گرفت و احتمالا ایران و روسیه طرحی جهت آتش بس و مذاکره فیما بین آذربایجان و ارمنی‌های قره باغ و ارمنستان مطرح کنند تا مجددا طرف‌های درگیر سر میز مذاکره بنشینند و این مساله را فیصله دهند.

البته تصور من مبنی بر این است که با توجه به تعلق منطقه قره باغ به آذربایجان و وجود اکثریت ارمنی ساکن در این منطقه رسیدن به یک راه حل دائم اگر ناممکن نباشد بسیار سخت است ولی بهر حال گفتگو و مذاکره به از جنگ و خونریزی(که هدف اصلی‌ و ذاتی ترکاست).
عماد آبشناس- اسپوتینک

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر