یورو نیوز مینویسد:
حملات جمعه شب در پاریس، پایتخت فرانسه دست کم ۱۲۰ کشته و بیش از دویست زخمی بر جای گذاشت.
در این حملات، شش تیراندازی و دو انفجار انتحاری در هفت نقطه پاریس روی داد. این برای نخستین بار در تاریخ فرانسه است که عملیات انتحاری در خاک این کشور صورت می گیرد.
انفجار اول در نزدیکی استادیوم فوتبال پاریس و هنگام بازی دوستانه دو تیم آلمان و فرانسه و زمانی انجام شد که فرانسوا اولاند، رئیس جمهوری فرانسه داخل استادیوم بود. وی به سرعت محل را ترک کرد و برای تشکیل جلسه اضطراری به وزارت کشور رفت. انفجار دوم نیز حدود پانزده دقیقه بعد اتفاق افتاد.
همزمان شش تیراندازی در نقاط دیگر شهر روی داد و سپس افراد مسلح با ورود به یک سالن کنسرت بیش از هزار و پانصد نفر را به گروگان گرفتند. گروگان گیری با دخالت پلیس پایان یافت و در جریان آن نزدیک صد نفر به همراه پنج مهاجم کشته شدند. شاهدان عینی می گویند گروگان گیرها بسیار جوان بودند و زبان فرانسه را به خوبی و بدون لهجه صحبت می کردند. همچنین یک شاهد دیگر گفته است که آنان هنگام ورود به سالن کنسرت فریاد زدند این کار را برای سوریه انجام می دهند. مهاجمان پیش از ورود به سالن به سمت عابران و خودروها تیراندازی کردند.
در پی این حملات فرانسوا اولاند، رئیس جمهوری فرانسه با اعلام وضعیت اضطراری در سراسر کشور از برقراری کنترل مرزی جهت جلوگیری از خروج “مهاجمان و ورود احتمالی افرادی با مقاصد تروریستی” خبر داد. همچنین شهرداری پاریس تمام اماکن عمومی را در روز شنبه تعطیل کرد. کلیه برنامهها در فضای باز از جمله راهپیماییها نیز در این روز لغو شدند.
پس از بمب گذاری متروی مادرید در سال ۲۰۰۴ این مرگبارترین حمله در اروپاست.
حملات جمعه شب در حالی انجام شد که پاریس به زودی میزبان رهبران کشورها ی دنیا برای شرکت در کنفرانس تغییرات آب و هوایی است. آخوند حسن روحانی، رئیس جمهوری اسلامی نیز قرار است روز یکشنبه به پاریس سفر کند. پیش از این فرانسویها با گذاشتن شراب بر سر میز ناهار، محترمانه عذر آخوند شیّاد را خواسته و دکش کرده بودند.
این حملات اگر در دهه ۷۰ و ۸۰ صورت میگرفت، شاید میشد آنرا باور کرد ولی امروزه که حتی وقتی وارد یک بقالی میشوی حداقل ۴ تا دوربین ترا چک میکنند، و دستگاههایی که وجود اسلحه وارده به محل را کشف کرده و جیغ میکشند، و دستگاههای بازدید بدنی که ضمن عبور از راهروهای ورودی به استادیوم و سالن کنسرت، با انواع اشعههای بنفش و آبی و قرمز ، حتی داخل استخوانها را هم میبینند و ضمن بازرسی در صورت لزوم آژیر میکشند، باور این گونه اتفاقات کمی تا قسمتی با منطق آدمی در تضاد است.
اما این حملات چه نتایج و فوائدی برای دولت فرانسه در بر دارد:
- بستن مرزها و کنترل شدید ورود و خروج به کشورهای اروپایی که از دیروز شروع شده و سوئد بعنوان اولین کشور، علم دار قافله شده و مرزهایش را بست و پس از این حملات! وارده بر فرانسه، بهانه برای دیگر کشورهای اروپایی فراهم خواهد شد!
- ایجاد جو پلیسی شدیدتر و جامعه امنیتی تر، محدودیت بیشتر و خفه کردن هر گونه حرکتی که موافق با مصالح از ما بهتران نیست
- محدود کردن سفر خارجیها و صنعت توریسم به فرانسه که امروزه آنچنان ثروتمند است که صنعت توریسم بیشتر از درامد ، دردِ سر دارد!
بله، روزگاری که فرانسویها از گرسنگی مٔد تویگی را رواج داده بودند تا کسی به گرسنگی جامعهشان پی نبرند و استخوانها و دندههای بیرون افتاده آنان را به حساب مٔد بگذارند، و زمانی که کتهای فرسوده و پارهشان را بویژه پارگی در سر غوزک آرنجشان را وصله میکردند و آنرا مٔد کرده بودند تا باز کسی به فرسودگی جامههایشان پی نبرد، و به صنعت توریسم بعنوان نان بر سر میزشان نگاه میکردند گذشت، اینک که فرانسه با کشتار کودکان آفریقا و آسیای نزدیک و مرکزی، به آنچنان ثروتی رسیده که شبانه روز در جشن و نور و رفاه بسر میبرد، از وجود توریست آنچنان دل خوشی ندارد تا جای که حتی خلیفه صحرای عربستان، سلمان آلزایمری را با وجود پرداخت میلیونها یورو به دولت فرانسه، از کشور پراندند! یعنی تا این حد از توریست و خارجی بیزارند و این حملات تقریبا محبت الهی برای فرانسوی هاست!
- آبِ توبه و تطهیر پاچیدن بر چهره کثیف فرانسه و موجّه ساختن حملات وحشیانه فرانسویها به آفریقا و آسیای نزدیک و مرکزی و کشتار غیر نظامیان و چپاول ثروتهای این دو منطقه دنیا!
- موجّه ساختن حملات بیش از پیش و از این پس، فرانسویها به هر جایی در دنیا که ثروت وجود دارد... مانند حمله ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ در آمریکا که به مدت ۱۴ سال بهترین بهانه برای چپاول کل آسیای مرکزی و آسیای نزدیک و ایران بزرگ شد و دخالت بیجای امریکاییها در هر جای از دنیا را موجّه ساخت!
و الا آخر...
و البته این سناریوهای تکراری و پیش از این استفاده شده و دست چندم، نتایج و پسارهایی هم بهمراه دارد که بیش از آنکه به ضرر دنیا باشد به ضرر خود فرانسوی هاست.
بعنوان مثال، کمترین ضرر این حملات مهندسی شده، دگردیسی جامعه فرانسوی به یک جامعه بیش از پیش وحشی است که مردم بیش از گذشته ترسیده و از یکدیگر فراری، بیزار و ایزوله خواهند شد و جامعه یخ زده و تاریک فرانسه با وجود هزاران چلچراغ پس از این شاهد جنایاتی که نتیجه ایزوله شدن آدم هاست، خواهد بود که در طول تاریخ بشر رخ نداده و دیده نشده است.
