فساد، رسوایی، تباهی و پلیدی از نوک انگشت پا تا سر موی گندیدهشان را فرا گرفته تا جایی که دست روی هر کی میگذاری، میگویی صد رحمت به فاسد قبلی!
اینکه همین چندی پیش، میشل پلاتینی در مورد فساد و دزدی و اختلاس سران فیفا اظهار فضله کرده و آنان را سرزنش میکرد، مطلب تازهای نیست، چیزی که جای شگفتی دارد، این است که، در آن زمانی که اینکار را میکرد، بهتر از هر کس دیگری میدانست، خودش از همه اینها بدتر است! با این وجود به جای اینکه حداقل ساکت میماند و سر را زیر میانداخت، چپ و راست با وقاحت ترکی دم از سرزنش و رسوایی و آخ آخ میزد. یعنی آدمی حیران و شگفت زده میماند که مادر اینها را روی چه سنگی زاییده که تا این حد وقیحند و یا در کودکی چه بلایی سرشان آمده که پرده چشم و چارشان تا این حد دریده شده! شخصا سه روزه ماتم که چه بگویم...!
در اخبار داشتیم:
رسوایی اختلاس و دزدی سپ بلاتر رئیس سوئیسی فیفا و دو همکار ارشد او جروم والکه و میشل پلاتینی سرانجام به حدی رسید که هفته پیش هر سه به مدت ۳ ماه از پستهای خود معلق شدهاند. جرم بلاتر ۷۹ ساله و سوئیسی و پلاتینی ۶۰ ساله و فرانسوی مشترک است.
کمیته اخلاق فیفا که هر دو نفر را معلق کرده، معتقد است دلیلی برای پرداخت دو میلیون یورو از طرف بلاتر به پلاتینی که رئیس یوفا نهاد حاکم بر فوتبال اروپا و در عین حال یکی از نواب رئیس فیفا است، وجود ندارد.پلاتینی این مبلغ را پاداش کارهای قبلیاش برای فیفا و بخصوص مربوط به زمانی میداند که بیش از امروز برای این نهاد فعال بود و مسئولیتش در یوفا وقت او را به حداقل نرسانده بود.اما سران کمیته اخلاق قانع نشدهاند و هنوز معتقدند این مبلغ یک برداشت غیرقانونی از حسابهای فیفا توسط پلاتینی و به تبع آن سوءاستفاده بلاتر از اختیارات نامحدودش است.خطای جروم والکه که باعث شده این سوئیسی ۵۵ ساله هم از پست دبیرکلی فیفا به مدت ۹۰ روز کنار گذاشته شود، فروش بخشی از بلیتهای جامجهانی ۲۰۱۰ در بازار سیاه است. اتهامی که نشان میدهد فساد مالی و اختلاس و پولشویی در بالاترین سطح مدیریت در فیفا برقرار بوده و حتی پای سه مقام ارشدش را نیز وسط کشیده و گریزی برای آنها متصور نیست.
برگشتی در کار نیست:
پلاتینی مدعی شده است که در زمان مقرر و به شکلی روشن و قانونی به جایگاه قبلیاش برمیگردد اما برای بلاتر حتی اگر برگشتی در کار باشد، این امر بسیار کوتاه مدت خواهد بود، زیرا وی متعهد شده است از سمت خود کنار برود و در انتخابات ۶ اسفندماه فیفا که برای تعیین جانشین او و رئیس جدید این نهاد صورت میپذیرد، شرکت نکند. با این اوصاف حکومت وی که از ۱۹۹۸ آغاز شد، در واپسین روزهای خود سرشار از بدنامی و افسوس شده است و مقام سوئیسی شاید به این نتیجه رسیده باشد که شرکتش در انتخابات خرداد ماه امسال اشتباه بوده، زیرا بهرغم منجر شدن به پیروزی و شروع پنجمین دوره تصدی وی در نهاد حاکم بر فوتبال جهان به جریتر شدن مخالفان وی و سرانجام به بنبست اواسط مهرماه منجر شد. پیش از این به نظر میرسید
بهرغم وجود دهها پرونده مستقل و مستند علیه مدیران ارشد و رشوهگیر فیفا، از خود بلاتر سندی بهدست نیامده و ادعاهای او در زمینه بیگناهیاش صحیح است.
خدشهها و تردیدها:
ماجراهای اسفبار فیفا و اختلاس و رشوهگیری و پولشوییهای حاکم بر آن به سبب مطرح و پیگیری شدن توسط پلیس قضایی امریکا در ژوئن امسال، از همان آغاز همراه با خدشهها و تردیدهایی به نظر میرسید و این شک وجود داشت که بلاتر قربانی بازی قدرتی شده باشد که بین طرفداران او به سرکردگی کشورهای آسیایی و آفریقایی و مخالفانش در اروپا دایر شده است. امروز هم باورهایی از همین دست وجود دارد و بلاتر به این نتیجه رسیده که اگر در همان بهار از شرکت در انتخابات انصراف میداد و دوباره رئیس فیفا نمیشد، غائله به اینجا کشیده نمیشد. دیوید برنشتاین رئیس سابق اتحادیه فوتبال بریتانیا در تأیید همین طرز باور هفته گذشته گفت: چوب خط دقیقی برای تعیین میزان فساد و رشد کجکرداری در فیفا وجود ندارد ولی بازداشت و خلع نزدیک به ۲۰ نفر در ۶ ماه اخیر خبر از این میدهد که این عارضه بسیار سنگین و چیزی در بالاترین سطح و در هرم فوتبال جهان وحتی در حد رسوایی قرن است. آنچه بیش از هر چیز اسباب تعجب من شده، اصرار و سرسختی بلاتر برای ماندن در مقامش است. اگر او شامه سیاسی قویتری داشت و زودتر از اینها کنار میکشید بسیاری از رخدادهای تلخ اخیر روی نمیداد و نزدیکان وی زندانی نمیشدند. معتقدم اغلب افرادی که تحت پیگرد قرار گرفته و کنار گذاشته شدند، عملاً چوب سرسختی بلاتر را خوردند و قدری انعطاف از سوی رئیس فیفا ماجراها را به سمت و سویی کاملاً متفاوت میبرد و جرایم را سبکتر و اذهان را آزادتر میکرد.
حامی یا دشمن؟
پس از خلع موقتی بلاتر و دست راست و هموطن وی جروم والکه بلافاصله دو تن به عنوان رئیس و دبیرکل موقتی فیفا انتخاب و مشغول به کار شدند؛ آنها عیسی هایاتو و مارکوس کاتنر هستند. اولی هم یکی از نواب رئیس فیفاست و هم رئیس پرسابقه کنفدراسیون فوتبال آفریقا (caf) و مردی از کشور کامرون که طرفدارانش میگویند سیاستبازترین مرد فیفا؛ البته بدون احتساب میشل پلاتینی. هایاتو هر موقع که لازم بوده برای حمایت از بلاتر قدمی بردارد حامی او بوده اما در اتفاقات اخیر نقش یک حامی خاموش و تماشاگر ساقط شدن همکارانش را ایفا کرده است. تحلیلگران سیاسی معتقدند چنان توصیفی باید برای پلاتینی هم به کار گرفته شود و او نیز از درجه همکار و همراه بلاتر درگذشته نزدیک، به منتقد و دشمن پنهان وی در سال جاری تبدیل شد، با این هدف که جای او را بعد از سقوطش بگیرد؛ آن چه پلاتینی گمان و انتظارش را نداشت افتادن در دام کمیته اخلاق فیفا و رو شدن دریافتی غیرقانونی دومیلیون یورویی وی بود. استدلال کمیته اخلاق فیفا برای مشکوک خواندن این دریافتی بر این نکته استوار است که مبلغ فوق ۹ سال بعد از اتمام وظایف پلاتینی به عنوان مشاور ارشد بلاتر به دست این مقام فرانسوی رسیده در حالی که اگر پاداش آن ایام بوده، نباید این تأخیر عظیم حادث میشد. بر همین اساس در کیفرخواست تنظیمی علیه بلاتر، جرم او«پرداخت پاداش بیش از حد لطفآمیز و فاقد پایههای شغلی» به پلاتینی توصیف شده است.
احترام کاذب:
برکناری ولو موقتی بلاتر و پلاتینی که ریشهیابی فساد در فیفا را به نقطه اوج آن رساند، ناقض فرضیه ماههای اخیر هم هست که میگفت مصونیت بلاتر از ملاحظاتی برمیخیزد که خارج از حیطه و قدرت بازداشتکنندگان سایر مقامهای ارشد فیفا است. براساس این فرضیه و به تأیید دادستانی سوئیس سند و مدرکی که دال بر دزدی و اختلاس بلاتر باشد، وجود نداشت اما داد و ستد او با پلاتینی حالا جای آن کاستی غایب در پرونده بلاتر را گرفته و بلای جان او شده است، چیزی که حرمت خیالی و مصونیت کاذب بلاتر آن را در تمامی بلواهای اخیر از وی دور نگه داشته بود.
منبع:/Soccernet
روزنامه ایران


