بحرین و دهها جزایر خلیج پارس تعلق به تمامی ملت ایران دارد
نخست اینکه، مانند تاریخی که درباره امپراتوری دانش و هنر صفوی بخورد ایرانیان دادند و مدارک و اسناد جهان شمول را تا آنجا که قدرت داشتند یا مالخود کردند و یا نابود ساخته و یا مختوش نموده اند، در باره بحرین و جداسازی آن از پیکر ایران هم آنچنان تلاش در جا انداختن دروغ ابلهانه ای به جامعه ایران دارند که آدمی بحیرت میماند که این خبایث تازه از بیابان و توحش درآمده و کت و شلواری شده، در مورد مردم ایران چه می اندیشند؟ و یا چون خود بسیار نادان و احمق و ابلهند، دیگران را هم مانند خود میپندارند؟ و یا چون ایران را اشغال کرده و اسناد و مدارک و آرشیو های تاریخی ایران را بدست دارند، میتوانند هر دروغ احمقانه ای را به مردم حقنه کنند؟
بهرحال به جعل و دروغ آورده اند که بحرین بخشی از خاک ایران بوده که در اثر بیکفایتی محمد رضا شاه در پی یک رفراندوم محلی بعنوان یک کشور مستقل به رسمیت شناخته شده و از ایران جدا گشته است
بحرین در طی جنگ جهانی اول توسط انگل استان از ایران جدا شده و به دست خاندان عبری آل خلیفه که تحت حمایت انگل استان بودند، سپرده شده است.
پس از انقراض سلسله قاجار و روی کار آمدن رضا شاه روند جدیدی در سیاستهای خارجی ایران پدید آمد و اولین جایی که رضا شاه روی آن دست گذاشت همین بحرین و جزایر جنوبی ایران بود. و رضا شاه تا میتوانست بر روی مالکیت ایران بر آن جزایر پافشاری کرد و موضوع را به دادگاههای بین مللی کشاند.
این سیاست رضاشاه بعدها توسط پسر او محمد رضاشاه نیز دنبال شد بطوری که دیگر رسما در کتابهای درسی آن زمان بحرین را به نام استان چهاردهم ایران معرفی کردند. سالها بعد نیروی دریایی انگل استان که حامی اعراب عبری بود (ظاهرا قبایل انگل ساکسون و قبایل عبری و اعراب از یک فامیلند و با هم خویشی خونی دارند، چرا که در همه جا دست این سه در دست یکدیگر است. و حتی هنگامی در جائی جنگ بپا میشود، باز هم دست این سه در آتش جنگ است. تو گوئی جنگهای منطقه بر سر تقسیم غنایم بین این سه قبیله درمیگیرد!) از خلیج پارس خارج شد. دولت ایران هم بعد از چانهزنیهای لازم و با برگزاری رفراندوم در سال ۱۹۷۰ در منطقهای که حدود چندین دهه، کاملا خارج از قلمرو ایران بوده موافقت نمود و نتیجتا ۷۵ درصد از مجموع رای دهندگان بحرینی به استقلال داخلی بحرين بشرط وابستگی آن به دولت شاهنشاهی رای مثبت دادند.
انگل استانیها هم تلویحا دست از جزایر ایران کشید و انتظار میرفت اختلافی در این میان ایجاد نشود. ولی پس از چندی انگل استانیها مطابق عادت و رسم خود، زیر قول و قرار خود زد و ادعای مالکیت جزایر سه گانه را برای اعراب عبری تکرار کردند. شاه فقید ایران هم رسما نیروهای ارتش خود را وارد جزایر کرد و آنجا را به تصرف نظامی خود درآورد و کار را تمام کرد. نهایتا کشور ما در حالی به جزایر ۳ گانه رسید که برای بدست آوردن آن جنگ هشت سالهای هم در نگرفت، فقط یکی از تروریستهای انگل استانی بنامردی و بناگهان با مسلسل به داخل پاسگاه نظامی ایران حمله ور شده و در اثر رگبار ناگهانی مسلسل ۳ تفنگدر دریایی ایرانی (رضا سوزنچی، حبیب الله کهریزی و آیت الله خانی) را به شهادت رساند. و متقابلا کشته شد.
در پایان متاسفانه یا خوشبختانه شاه سیاست عوام فریبی و پوپولیستی بلد نبود و نمیتوانست دست آوردهای کم یا زیاد اقتصادی، سیاسی، نظامی خود را با بوق و کرنا از صبح تا شب در تلوزیون تبلیغ کند و مردم را از چیزی که به دست آورده بودند آگاه کند.
در واقع اگر درست به این سناریو نگاه کنیم دو کشور بحرین و جمهوری آذربایجان کاملا شرایط مشابهی داشتند. هر دو به فاصله چند سال از ایران جدا شدند، یکی توسط انگل استان و دیگری توسط روسیه. وسالها بعد هر دو کشور روسیه و انگل استان از این مناطق خارج شدند. یکی در زمان شاه فقید و با قدرت ارتش ایران اتفاق افتاد و دیگری در زمان جمهوری اسلامی و فرو پاچی اتحاد جماهیر شوروی. در زمان شاه فقید ما ادعا کردیم صاحب اصلی این مناطق آزاد شده هستیم و جزایر خودمان را (تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی و سیری و ...) و مقادیری امتیازات بین مللی به دست آوردیم. بر عکس در زمان جمهوری اسلامی نه ادعایی بر کشورهای تازه استقلال یافته کردیم و نه زمینی گرفتیم و نه امتیازی، تازه منافع ما از بابت منابع دریای خزر هم از دست رفت و به این کشورهای تازه استقلال یافته رسید.
حال با کمال تعجب گروه دوم گروه اول را بیعرضه و بی کفایت قلمداد میکنند و دیگران هم آن را تایید میکنند!
منبع: سایت خودنویس
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر