سه‌شنبه، مهر ۲۲، ۱۳۹۳

جز نیک و بد بجای نماند چه می‌کنی


حسین پناهی



صد استراب را
به یک لحظه «عشق» تاق میزنیم
دو قطره اشک بر دو گونه‌ام می‌لغزند
گرمتر می‌شوم
خون میشوی وُ در رگ رگِ وجودم حلول میکنی
نگفته بودمت مگر، بی‌من نمان! بی‌من نخیز!
منسوب به حسین پناهی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر