جمعه، مرداد ۳۱، ۱۳۹۳

خاورمیانه را به جهنمی ویران تبدیل ساختند


تا زمانی که در ایران حکومتی ایرانی ، دمکرات ، با ثبات و ضد توحش و آزادی خواه روی کار نیاید ، منطقه خاورمیانه در آتش جهنم غربی‌ها میسوزد.



این اغراق نیست که در تاریخ نوشته شود که پس از فتنه شوم ۵۷ در ایران، که توسط غربیها و اسرائیل طراحی و اجرا گشت، منطقه خاورمیانه به جهنم تبدیل شد.
بررسی تحولات خاورمیانه پس از فتنه کثیف ۵۷ اسلامی، که منجر به اشغال ایران گشت:
وضعیتی که در منطقه شاهدیم بسیار خطرناک تر از جنگ افغانستان است. حتی بدتر از جنگ ویتنام و جنگ عراق با ایران. حتی بدتر از جنگ یوگسلاوی و کشتار رواندا. توفانی سیاه و ویرانگر منطقه را در نوردیده است. نقشه‌ها را پاره میکند و مرزهای بین مللی را از بین میبرد. دولت مرکزی را چند پارچه میکند و ارتشهای غیور گذشته را به ارتش‌های مذهبی کوچک فعال و متحرک تبدیل میکند. میلیونها تن‌ را وادار بمهاجرت میکند و اقلیت‌ها را از ریشه برمیکند. جنگهای داخلی از مرزها گذشته اند. و خلاء را مبارزان سنگدلی پر کرده اند که از غارها تازه سر برآورده اند. سرها بریده اند و هویت جسدها ناشناس است. شهرها با خاک یکسان شده اند. کشته شدگان هیچ دفاع و سرپناهی ندارند. هیچکس هم بداد آنها نمیرسد.
ما در راه فاجعه نیستیم. درگیر آن هستیم. فاجعه‌ای که نوید قربانیان بیشتری را میدهد. گویا قرار است افراد بیشتری تکه تکه شوند و فقر و تروریسم و تلاش برای قتلعام همچنان ادامه یابد. همین کافی است که نگاهی به افراد گرفتار در کوه‌های سنجار فراری از دست داعش بیندازیم تا بعمق فاجعه پی ببریم. هواپیماهای آمریکائی که خود باعث و بانی این جنایتند، در یک مانور تبلیغاتی بطرف کردها آب و غذا پرتاب میکنند که از گرسنگی و تشنگی نمیرند. و این همه در عراقی رخ میدهد که بر روی دریایی از نفت خوابیده است. و به این شکل است که برای خود و جهان تراژدی میسازیم. برای خروج اشغالگر جشن میگیریم و پس از چند سال دست بدامن آن میشویم که یا با بمباران‌های هوایی‌اش بداد ما برسد یا با گالن‌های آبش.



مردم کشته و آواره میشوند درحالیکه غربیها آثار باستانی پارسی و استانها را ویران میکنند، ثروتها را بتاراج میبرند و شب طولانی فراگیر را بوجود می آورند. تندروها بیش از یکجا فرصت تصمیم را ربودند. اهمال تصمیم گیران در همه جا راه را برای غربیها هموار کرد. شکستی آشکار برای طرح ساخت یک کشور. آنهم در سایه نهادها و قانون. از این فراتر مدارس و دانشگاه‌ها هم شکست خوردند.
ما بر لب پرتگاهیم اما هر کدام بطریقی مختلف. هر وقت دریچه‌ای برای خروج مییابیم به پرتگاهی جدید می افتیم. برای همین درگیری برای ما برچسب سرنوشت ساز بخود میزند. تلاشهای افراد معتدل ناکام میماند و منطقه بسمت جهنمی که میتواند آنرا بسالها و دهه‌ها بعقب باز گرداند، میلغزد. این جنگی برای همه کشورها، شهرها و جوامع است. همه نهادهای دینی و همه خانه ها. باید تاریکی را بزداییم و وضعیت مردم را بهبود بخشیم و آنها را از طناب دار دور کنیم. باید همه آنها را از فاجعه‌ای که در پیش است بدون هیچ عذر و بهانه‌ای نجات دهیم.
باراک اوباما در گفتگو با توماس فریدمن بسیار روشن صحبت کرد. بطور تلویحی گفت ما برای خدمت بشما کار نمیکنیم. ما قدرت آنرا نداریم که سرپوشی بر خطاها و اشتباهات شما بگذاریم. ما سلاح هوایی برای شیعیان و کردها نداریم. اگر خواستید خرابیهای کشورتان را بسازید کمکتان میکنیم بشرطی که خود را از منطق برنده و بازنده دور کنید. هیچ راه دیگری برای کشورهایی که با ترکیب‌های قومیتی متعدد زندگی میکنند، وجود ندارد. تنها راه برخورد در میانه راه است. در چارچوب دولت و نهادهای آن.
نمیتوان منطقه را از خارج نجات داد. امریکا میتواند ناخنهای تروریستهای خود یعنی «داعش» را کوتاه کند یا انگشت‌هایش را قطع کند. اما این تنها اهالی منطقه هستند اگر راه منطق در پیش بگیرند میتوانند از تولد داعش و برادرانش جلوگیری کنند. این تنها مسئولیت کشورهای اصلی منطقه است.
در اینجا به نشست عربستان جعلی و مصر اسیر فکر میکنم. ما درباره دو سرزمینی سخن میگوئیم که زمانی نه چندان دور جز پیکر ایران بودند و اینک به آنجا عربی و اسلامی میگویند. دو سرزمینی که نمیتوانند رهبری ثبات و اعتدال را بمنطقه باز گردانند بدون این که نقشی اصلی در آن ایفا نکنند. روشن است که عربستان جعلی مورد هدف غربی‌ها و افراط گرایان و تحول خواهان منطقه‌ای است. مصر هم خوب میداند که ثبات و نقش آن با آتشی که در مرزهایش برافروخته شده است و میرود به داخل خاکش امتداد یابد هدف قرار گرفته است.
در همین چارچوب است که می توان پیام عبدالله را در پی حوادث مصر فهمید. همچنین پیام اخیر آخوند‌ها و شهروندان عربستانی را. در همین چارچوب است که به ارتش لبنان بطور نمادین و دروغین کمک میشود تا بتواند در مهار تروریسمی که سرچشمه اش غرب و اسرائیل است، و تلاش دارد از شهر عرسال به قلب لبنان نفوذ کند، رهایی یابد. و در سایه همین اعتدال و حمایت از نهاد نظامی در مبارزه با تروریسم است که سعد حریری تصمیم می گیرد به لبنان بازگردد.
خروج از جهنم امکان پذیر است اگر تصمیم بگیریم بجای رویارویی بفکر همکاری بیفتیم. و این شامل همه گروه‌ها و کشورها میشود. اگر توافق کنیم در برابر افراط بایستیم و بر آن پیروز شویم. اگر قرار باشد به این حقیقت برسیم که برای اقلیت‌ها هم در میانمان جایی هست.
نه برای شیعیان عراق جایی امن تر از عراق باثبات وجود دارد حتی اگر با کشوری خارج عقد اخوت بسته باشند و نه برای سنی‌ها و کردها. نه برای علوی‌ها جایی امن تر از سوریه باثبات حتی اگر با کشوری خارج از سوریه عقد اخوت بسته باشند، وجود دارد و نه برای سنی‌ها و کردها. نه برای شیعیان لبنان با وجود عقد اخوت با خارج جایی بهتر از لبنان برایشان یافت می شود نه برای سنی ها. نباید بگذاریم روزی مشابه اتفاقی که برای ایزدی‌ها در کوه‌های سنجار افتاد برای لبنانی‌ها بیفتد. در این میان نقش ایران بسیار مهم است. اگر ایران تغییری در برخی مواضع خود بدهد می تواند بهترین گزینه برای همکاری کشورهای دیگر در رویارویی با داعش و افراط باشد.
بازگشت به اعتدال و نقشه و منطق مشارکت تنها راه برای خروج از نیمه راه تاریک منتهی به پرتگاه و شنا در دریای خون ظلمات است.
منبع: حیات، ترجمه: علی موسوی خلخالی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر