بر طبق اعتراف سعید مرتضوی در روزهای ۱۸تیر و پس از آن در خصوص وضعیت و نحوه برخورد با بازداشت شدگان ۱۸تیر که به کهریزک منتقل شده بودند، وی به دستور مستقیم مجتبی خامنهای دانشجویان بازداشتی را به کهریزک برده و در آنجا شکنجه کرده است و احمدی نژاد در دفاع از سعید مرتضوی میگوید: چرا او را مجازات میکنید، او تنها مامور بوده و معذور!!!!
دلیل غیر علنی بودن دادگاه سعید مرتضوی از اینجا
یاداشت آخوند محمدعلی ابطحی رئیس دفتر وقت محمد خاتمی را در زمینه رویداد ۱۸ تیر كه در «روزنوشت» او در ذیل «۱۸ تیر ماه ۱۳۷۸» آمده :
آخوند ابطحی (متولد بهمن ماه ۱۳۳۸ در مشهد) در ۲۴ سالگی مدیر رادیو ایران، در ۲۹ سالگی معاون وزارت ارشاد و در ۴۲ سالگی معاون رئیس جمهور (محمد خاتمی) شده بود:
-یادداشتهای من در جمعه ۱۸ تیر
۱۳۷۸ساعت ۶ صبح، روی تلفن موبایلم، فراهانی از بچههای دفتر تحکیم با صدایی برآشفته زنگ زد که از حوادث دیشب خبر دارید؟ گفتم نه. گفت دیشب به کوی دانشگاه، از سوی نیروی انتظامی حمله شده، بچهها را زده اند و تار و مار کرده اند، به داد برسید و قطع کرد. نگران شدم. به هادی خانیکی زنگ زدم، خبر را تائید کرد. به وزارت کشور زنگ زدم، کسی نبود. ساعت ۸ صبح به آقای خاتمی زنگ زدم، گفت خبر را از بیبیسی شنیدهام ولی از ابعاد آن خبر ندارم. با دکتر معین (وزیر علوم) تماس گرفتم، در جریان بود و گفت به دفترش در وزارت علوم می رود. قرار گذاشتیم نزدیک ظهر در دفتر تاجزاده در وزارت کشور جمع شویم. به فرهادی، عباد، خانیکی، رضا خاتمی هم زنگ زدم حوالی ساعت ۱۱ در دفتر تاج زاده در وزارت کشور جمع شدیم. موسوی لاری در کرج بود. قرار شد او خودش را برساند. اخبار حکایت از حمله شدید نیروی انتظامی به دانشجویان داشت بر اساس خبری که گرفتیم، دیشب دانشجویان به اعتراض تعطیلی روزنامه سلام تظاهرات کرده بودند و به خیابانهای اطراف خوابگاه آمده بودند و نیروی انتظامی به آنها حمله کرده بود. اخباری که می رسید حکایت از کشته شدن و در گیری شدید می کرد. بنا به اطلاع دکتر معین، دانشجویان در داخل خوابگاه و نیروی انتظامی در بیرون بودند. با آقای خاتمی هم مرتب در تماس بودیم.
قرار شد همگی به دانشگاه بروند تا از نزدیک ضمن همدردی با دانشجویان مسائل را بررسی کنند. جمع فوق از وزارت کشور به طرف دانشگاه رفتند. آقای موسوی لاری هم که صبح به کرج رفته بود، خود را به انها رساند. برای اینکه در این شرایط که مسائل مبهم است، دفتر رئیس جمهور طرف اصلی ماجرا نباشد و امکان ارتباط با پلیس و نیروی انتظامی باشد، من همراه آنها نرفتم. با موبایل با مصطفی تاج زاده در تماس بودم. تماسها ناقص و نشان از اوضاع ناهنجار داخل دانشگاه بود. مصطفی تاج زاده با موتور رفته بود تا به عنوان معاون وزیر کشور با نیروی انتظامی صحبت کند، زنگ زد و گفت که این نیروهای انصار حزب الله فراوانند. دانشجویان نیز مرتب از فرمانده انصار می پرسند. تمام تلاشها معطوف به این بود که دانشجویان از خیابان به داخل کوی باز گردند. دانشجویان مخالف پاکسازی خیابان بودند و می گفتند: مردم باید اینها را ببینند و متوجه شوند چه جنایتی در حق دانشجویان شده است. کسانی که در صحنه حاضر بودند خبر دادند یکی از کسانی که به سوی دانشجویان تیر اندازی می کرده لباس شخصی داشته و با سلاح کمری شلیک می کرده است. تیراندازیها منجر به زخمی شدن حداقل سه نفر از مچ پا، شکم و سر شده که حال یکی از آنها وخیم است. هنوز هیچ منبع موثقی خبر از کشته شدن کسی نداده ولی شایعات حکایت از قتل ۵ الی ۶ نفر می کند. دانشجویان همچنین از فحاشی و هتاکی انصار به نوامیس آنها بسیار ناراحتند. حضور و صحبتهای معین، تاجزاده، شمس الواعظین و دکتر کوهی، رئیس کوی دانشگاه تهران، نقش موثری در آرام کردن فضا داشته است. البته دانشجویان ابتدا به مسئولان اظهار بیاعتمادی می کرده اند ولی تداوم حضور آنها و صحبت صمیمانهشان با دانشجویان به تدریج جو اعتماد را حاکم کرده است. از سوی دیگر، با توجه به اینکه دادگاه ویژه به استناد شکایت وزارت اطلاعات روزنامه سلام را توقیف کرده، تلاش کردیم که اطلاعات شکایتش را پس بگیرد. آقای خاتمی از من خواست که موضوع را به یونسی(وزیر اطلاعات) منتقل کنیم. این را هم گفتم که ارشاد می خواهد علیه تعطیلی سلام بیانیه بدهد. یونسی قبول کرد که شکایت را پس بگیرد، از وقتی که مشخص شد سلام با شکایت وزارت اطلاعات بسته شده، تمام جناح راست ............................................. . بلافاصله به منزل آقای خاتمی رفتم و ماجرا را گفتم. خوشحال شد. بعد از مدتی یونسی و خسرو تهرانی زنگ زدند که در وزارت اطلاعات شایع شده این حرفها مال ابطحی است نه خاتمی. من گفتم با خود آقای خاتمی صحبت کنید. یونسی با خاتمی تماس گرفت و همه حرفها را شنید.... نیم ساعت بعد به منزل یونسی رفتم... بیانیه را گرفتم و به خبرگزاری فرستادم. عدهای از مدیران مسئول روزنامهها (صبح امروز، خرداد، نشاط، عصر آزادگان، آریا، جهان اسلام، آزاد، همشهری، ایران نیوز و ....) هم نامهای خطاب به رئیس جمهور نوشته اند و از او خواسته اند که به عنوان پاسدار قانون اساسی و آزادیها شهروندان اقدامات لازم برای رفع توقیف از سلام را انجام دهد. شب به محل کار آقای کرّوبی رفتم. آقای موسوی خویینی (حجت الاسلام و مدیر روزنامه سلام) هم بود. ماجرای پس گرفتن شکایت اطلاعات را گفتم. و همانجا بودیم که تلویزیون آن را خواند. آقای خویینیها خیلی از این پشتکار من تعریف کرد. خود را آماده کرد که از پس فردا روزنامه را منتشر نماید ....
اجازه دادیم یک مشت اشغالگر فلسطینی و پانترک، آنچنان بلایی بر سر جوانانمان بیاورند که اسرائیل بر سر تروریستهای فلسطینی تا به حال نیاورده و نمیآورد.
سال ۱۳۷۸؛ روزنامه سلام به جرم انتشار نامه محرمانه سعید اسلامی به قربانعلی دری نجفآبادی وزیر اطلاعات وقت برای تهدید مطبوعات توسط دادگاه ویژه روحانیت به مدت ۵ سال توقیف میشود. دانشجویان به اعتراض به این توقیف در خوابگاه کوی دانشگاه تجمع میکنند. انصار حزبالله فلسطینی و نیروهای لباس شخصی پانترک به داخل کوی دانشگاه و خوابگاههای دانشجویی حمله برده و دانشجویان را مورد ضرب و شتم قرار داده از پشت بام خوابگاه به زیر میاندازند و اموال دانشجویان را تخریب کرده و و جمع کثیری از دانشجویان را نیز بازداشت میکنند.
تظاهرات و اعتراض دانشجویان به بیرون از محوطه دانشگاه کشیده می شود و حتی دانشجویان قصد حرکت به سوی مکان ضحاک خامنهای را داشتند.
سعید حجاریان در این باره میگوید:
“وقتی دانشجوها از کوی دانشگاه بیرون آمدند، بین میدان ولیعصر بودند تا حرکت کنند به سوی خیابان آذربایجان، من در آن هنگام دفتر آقای خاتمی بودم. آن زمان من عضو شورای شهر تهران بودم. اعضای شورای شهر را برده بودم به کوی دانشگاه تا خرابیها را ببینند و برای بازسازی و اختصاص بودجه اقدام کنیم. من به خاطر این کار رفته بودم دفتر خاتمی که آقای صفوی (فرمانده سپاه) زنگ زد به آقای ابطحی و گفت که خط قرمز ما خیابان جمهوری است، هر کسی از این خیابان پایینتر بیاید، میزنیم!!!! متوجه شدیم که بچههای دانشجو دارند رو به پایین حرکت میکنند، به من گفتند که بروم با آنها صحبت کنم، رفتم با دانشجوها صحبت کردم، یک طرف بچههای رحیم بودند، یک طرف هم بچههای دانشجو، با قسم و آیه و من بمیرم تو بمیری، سر راهپیمایی را کج کردم به سمت کوی دانشگاه و گفتم برید من هم میآیم به کوی..”
از آمار دقیق کشتهشدگان ۱۸ تیر اطلاع دقیقی در دست نیست اما آنچه مشخص است عزت ابراهیمنژاد در این اعتراضات کشته میشود و همچنین اکبر محمدی از دستگیرشدگان ۱۸ تیر در مرداد ماه ۱۳۸۵ در اعتصاب غذا و در اعتراض به وضعیت خود کشته میشود.
از بازداشت شدگان آن روزها میتوان از سعید زینالی نام برد که پس از گذشت اینهمه سال هنوز از وضعیت او اطلاعی در دست نیست و خانوادهاش همچنان چشم به راه خبری از وی ماندهاند.
سرکوب دانشجویان در این روز نقطه عطفی در مبارزات مردم ایران بر علیه اشغال کشورشان توسط فلسطینیها و اعراب محسوب میشود.



هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر