پنجشنبه، فروردین ۱۴، ۱۳۹۳

قرار است از بندر چابهار تریاک افغانی به وسیله سپاه پاسداران قاچاقچی و برای ارباب انگلیس به اروپا فرستاده شود برای همین سپاه پاسداران قاچاقچی ۵ سرباز بیگناه را به وسیله گروه جیش گروگان میگیرند که ۳۰۰ کیلومتر مرز حساس این منطقه به سپاه سپرده شود، و قرارداد حمل مواد مخدر از افغانستان به بندر چابهار و حمل آن به هندوستان بین سه کشور در تسلط انگلیس یعنی‌ افغانستان، ایران و هند بسته میشود.


امروز ۱۴ فروردین ماه سال ۱۳۹۳ سایت صدای روسیه در خبری اعلام کرد که ایران، افغانستان و هند قصد دارند تفاهم نامه‌ای را امضا کنند. این تفاهم نامه به کابل اجازه خواهد داد که در آینده نزدیک یک خط مستقیم حمل و نقل ( مواد مخدر ) به هند از طریق بندر چابهار واقع در جنوب ایران راه اندازی شود. روز دوشنبه خبرگزاری "ایرنا" به نقل از شکیب مستقی، مقام ارشد وزارت امور خارجه افغانستان این مطلب را گزارش داد.
بابک داد می‌نویسد:

بالاخره آن سیصد كیلومتر حساس از "مرزهای ترانزیتی مواد مخدر" در استان سیستان و بلوچستان به سپاه واگذار شد!

سیصد كیلومتر استراتژیكی كه با افغانستان و پاكستان همجوار است، روز شنبه از نیروی انتظامی (دولت) به سپاه پاسداران (حكومت) واگذار شد. اولین بار چهار ماه قبل، در آذرماه ۹۲ ۱۳ رحمانی فضلی وزیر كشور از همین "۳۰۰ كیلومتر!" سخن گفت. او اشاره كرد كه این خط مرزی "امنیت ضعیفی دارد و به درستی كنترل نمی شود و محل نفوذ مواد مخدر به كشور این ۳۰۰ كیلومتر خط مرزی ایران است!" از همان موقع معلوم بود خواب تازه‌ای برای این بازار كشیده اند. اما برای زمینه سازی آن، نیاز به یك بازی روانی تازه بود. اینجاست كه به گروگانگیری سهل و ساده مرزبانان با دیده تردید نگاه می شود.

اول: یك روز قبل از واگذاری مرزها، در فیسبوك نوشتم كه به احتمال زیاد اقدامات افراطی گروه جیش العدل، زمینه سازی برای سهم خواهی سپاه پاسداران است. بخشی از آن یادداشت چنین بود: در پشت گروه جیش العدل، من دست یک مافیای بزرگ از سرداران سپاه و بخشی از سران حکومتی را می بینم. بخصوص گروهی که به احتمال فراوان توسط جبهه پایداری و آیت الله مصباح یزدی هدایت می شوند و با حمایت مالی تیم احمدی نژاد راه اندازی شده اند و تا سهم گروههای افراطی و تندرو را از دولت روحانی نگیرند، به هر کاری دست خواهند زد.


با نگاهی به فرضیات اولیه درباره شکل گیری گروه القاعده و طالبان توسط قدرتهای غربی، می توان ظهور گروه جیش العدل را هم در همین راستا ارزیابی و آن را محصول تندروهای حكومتی دانست. پیش بینی منطقی و محتمل این است: در روزهای آینده، وقتی موج ناامیدی درباره پنج مرزبان اسیر در جامعه بالا برود، سپاه پاسداران در ظاهر با سرعت و در عملیاتی محیرالعقول(!) وارد عمل می شود و احتمالا" اسیران باقیمانده را [به شکلی نمایشی] آزاد خواهد کرد و یا به جیش العدل ضرباتی وارد می كند تا قدرت نظامی و شایستگی عملیاتی سپاه را به نمایش بگذارد. سپاه با این كار برای بقاء در قدرت به ببت رهبری و دولتمردان جدید علامت می دهد و سهم خود را از "مرزها" مطالبه می كند.

جیش العدل شبیه گروه القاعده خیلی ناگهانی زاده شد و خیلی عجیب و زود هم قدرت گرفت. ممكن است این گروه وابسته به هرجایی (داخل یا خارج) باشد؛ اما به این احتمال هم اندکی بیاندیشیم که بخشی از سران حکومت ایران، مادر این طفل خشن باشند. با همان استدلالی که عده‌ای (از جمله مقامات حكومت ایران) بارها می گفتند كه گروههایی مانند طالبان و القاعده را خود آمریکایی‌ها ساخته اند، ممكن است بخشی از تندروهای حكومت ایران از همین سرمشق تمرین كرده باشند تا با ساختن گروههای تندرو و ضدمردمی (اینجا جیش العدل) به هدفهای بزرگتری برسند. چندان بعید نیست بخشهایی از حكومت و سپاه مادر گروههایی نظیر جیش العدل باشند. هرچه باشد، منفعت عملیات این گروه به جیب سپاه واریز خواهد شد. / ششم فروردین
***
دوم: روز شنبه واگذاری سیصد كیلومتر از مرزهای حساس ترانزیت مواد مخدر به سپاه قطعی شد و آن شبهه و احتمال را تقویت كرد كه كارهای افراطی جیش العدل، به منظور برانگیختن احساسات عمومی و "زمینه سازی" برای هدفی بود كه تا اینجا برای سپاه پاسداران درآمدی چند صد میلیارد دلاری خواهد داشت.
اینك سپاه پاسداران به بهانه برخورد قاطعانه با گروگانگیرهای جیش العدل، وارد معركه شده و در قدم اول، كنترل خط مرزی سراوان یعنی اختیار ورود حداقل سه هزار تن تریاك از افغانستان را در دست گرفته است! بر اساس آمار دولتی، فقط یك سوم این مواد مخدر به اروپا ترانزیت می شود و دو هزار تن تریاك در داخل كشور به انواع "نشئه جات و مواد مخدر" تبدیل می شوند!

بهانه سپاه پاسداران برای مرزبانی از این سیصد كیلومتر استراتژیك و حساس، سركوب گروههایی نظیر جیش العدل است! گروهی كه به احتمال زیاد دست ساخته بخشی از سرداران قاچاقچی سپاه است و با فیلمی كه از گروگانگیری پنج سرباز بیگناه منتشر كردند، احساسات عمومی را برانگیخته اند. بدیهی است مردم به خاطر اینكه سپاه برای سركوب جیش العدل وارد عرصه مرزبانی شده، خوشحال می شوند و در انتظار عملیات آزادسازی گروگانها هستند.

این وسط شاید یك شعبده بازی عملیاتی هم رخ بدهد و سپاه بتواند حضور خود را در مرزهای سراوان توجیه نماید. اما نكته اینجاست كه اگر از این خوشحالی كمی به آنسو تر نگاه كنیم، این واقعیت تلخ را می بینیم كه توافق دولت روحانی با سپاه برای دادن این سهم ویژه، حداقل از آذرماه ۹۲ یعنی چهارماه قبل زمینه چینی شده. همان وقتی كه وزیر كشور از مرز سیصد كیلومتری ناحیه سراوان به عنوان مرزهای ضعیف نام برد، در واقع در حال زمینه سازی بود تا این واگذاری غیرقانونی به شكلی مقبول و محكمه پسند انجام شود و شك برانگیز هم نباشد.

این وسط كمتر كسی پشت گروه جیش العدل، به اهداف و نیّت "ویژه خواری سپاه" توجهی داشت و همگان بدرستی نگران جان آن پنج اسیر بودند و هستند. اما قربانیان این داستان، فقط "جمشید دانایی فرد" و چهار مرزبان اسیر دیگر نیستند. قربانی‌ها را به زودی در افزایش آمار قربانیان اعتیاد و درآمدهای بی‌حساب و كتاب سپاه از راه ترانزیت مواد مخدر خواهیم دید كه صدها برابر درآمد اسكله‌های قاچاق و نفت فروشی، از راه فروش و ترانزیت سه هزار تن مواد مخدر نصیب برادران قاچاقچی خواهد كرد.

بد نیست دو نكته را از نظر دور نگه نداریم:
یك: وقتی فساد در اجزای یك حاكمیت رسوخ می كند، تعجبی ندارد كه بشنویم مرزها و مسیرهای حساس ترانزیت مواد مخدر و قاچاق كالا، در برخی موارد با طرح زوج و فرد بین نیروی انتظامی و ارتش و سپاه پاسداران (بسیج) تقسیم می شوند. در زمان دولت اصلاحات، در این رابطه تحقیقاتی از دوستانی كه در ستاد مبارزه با مواد مخدر داشتم، كردم كه هیچ روزنامه‌ای حاضر نشد یادداشت كوتاهم درباره این فاجعه را چاپ كند. آنجا بود كه به تلخی دریافتم باندهای قاچاق مواد، برای عبور سالم و بی‌خطر از مسیرها با یكی از این نیروهای مسلح مشاركت می كنند و به مقامات رابط ر این نیروها سهم گذر كالای قاچاق پرداخت می كنند تا بدون خطر كالای ممنوعه خود را به اروپا منتقل كنند.

گاهی برای "روز مطلوب" یا "مسیر خاص"، بین پلیس و ارتش و سپاه و بسیج اختلاف نظرهایی رخ می داد كه باعث می شد باندهای تحت حمایت یكدیگر را هدف بگیرند و منهدم و متلاشی كنند. بخاطر این فساد گسترده در این نهادهای مسلح، مسئله مبارزه با قاچاق مواد مخدر و كالا در كشورمان همچنان لاینحل باقی مانده است. یكی از مسئولان ستاد مبارزه با مواد مخدر در دولت اصلاحات یك بار به من گفت: هر وقت شنیدید كه یك باند بزرگ مواد مخدر متلاشی شده، بدانید پای دو احتمال در میان است: یا قاچاقچیان "سهم گذر" خود را به موقع و به اندازه نداده اند! و یا اختلالی در تقسیم روزهای زوج و فرد رخ داده و قاچاقچیان بیخبر هم به دام نهاد رقیب افتاده اند! در حقیقت بسته به اینكه یك باند قاچاق تحت حمایت كدام نهاد باشد، و قدرت سیاسی آن نهاد چقدر باشد، تجارت آن باند موفق می شود و یا شكست می خورد!

جالب این است كه هم اهالی حاكمیت و هم دولت این واقعیتها را می دانند؛ اما عزم و جرأت برخورد با این فساد گسترده وجود ندارد و البته "سهم" آقایان و بزرگان به صورت جنسی یا نقدی داده می شود.

دو: واگذاری انحصاری سیصد كیلومتری، یعنی اینكه این خط مرزی پر تردّد، در مونوپول و انحصار سپاه در می آید و سپاه با همان مدیریت غیرپاسخگو و خودمختاری كه دارد، انحصار ویژه و غیرقابل تصوِّری بر تردد مواد مخدر و قاچاق در این خط مرزی مهم خواهد داشت.

سه: اسكله‌های غیرقانونی سپاه مدتهاست قادر به قاچاق كالا از مسیر خیلج فارس نیست. ناوهای بین المللی مستقر در خلیج فارس بدلیل تحریمهای اقتصادی اجازه تردد كشتی‌های ایرانی و محموله‌های قاچاق سپاه را نمی دهند. از طرفی دست سپاه از صدور نفت هم كوتاه است و تحریمهای نفتی و بانكی، این چشمه ثروت را هم به روی برادران بسته است. حالا بازار جدیدی لازم است؛ مدیریت ترانزیت مواد مخدر. سیصد كیلومتر خط مرزی و ترانزیت بی‌حساب و كتابی كه توسط برادران قاچاقچی به ثروتی كلان برای ارسال به حماس و سوریه و لبنان و ماجراجویی‌های نظامی و سیاسی این نهاد تبدیل خواهند شد. و بدبختانه بازار داخلی پررونق مواد مخدر را هم، پرشمارتر و جامعه جوان ما را بیمارتر از قبل خواهند كرد.

سپاه سهم تازه را از ترانزیت مواد مخدر می خواست كه ابتدا بحث آن سیصد كیلومتر ضعیف! و استراتژیك توسط وزیر كشور دولت روحانی مطرح شد. سپس تحریك اهل سنت توسط سخنان اهانت آمیر مصباح یزدی و افراد افراطی درباره خلفای اهل سنت شروع شد. تحریك مردم محروم سیستان و بلوچستان هم شدت گرفت. همزمان ۱۴ مرزبان ایرانی كشته شدند و جیش العدل در یك صبحگاه، با آرامش و تصویربرداری با یك دوربین و بدون هیچ مانعی، وارد چادر خواب پنج سرباز مرزبان شد و آنها را اسیر كرد! حالا مردم نگران ایران، خوشحالند كه سپاه وارد معركه شده تا شاید این مرزبانان بیگناه را آزاد كند. اما همه این دعواها بر سر گرفتن همان خط ترانزیتی بود كه باید سهم برادران قاچاقچی می شد.

جیش العدل چه مخالف حكومت باشد، و چه دست ساخته خود حكومت و سپاه باشد، فرقی نمی كند. این گروه افراطی این پازل را به نفع مالكیت سپاه بر مرزهای سراوان تكمیل كرد. اینگونه بازیهای روانی برای رسیدن به نتیجه‌ای خاص، چیز تازه‌ای نیست. می توان همزمان بحران ساخت و از حل آن بحران هم امتیاز و باج گرفت. كاری كه جمهوری اسلامی در فلسطین و لبنان و سوریه و افغانستان و عراق كرده و امتیازهای فراوانی بابت بحران هایی كه خودش ساخته و در خفا مدیریت كرده، كسب نموده است.

این بار، هدف مواد مخدر است كه ترانزیت هدفمند آن توسط سپاه، برای غرب كابوسی خوفناك تر از بمب اتمی است. اگر سپاه بخواهد از این راه باجگیری كند، ترانزیت مواد مخدر به اروپا یكی از راههای ساده خواهد بود. اینچنین باز هم حكومت اسلامی می تواند از غرب امتیاز بگیرد. شاید شعار جمهوری اسلامی در دیپلماسی منحصر به فردش این باشد: بحران بساز، تهدید كن و امتیاز بگیر!


منبع

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر