حیات غفلت رنگین یك دقیقه حوا است.
كجاست سمت حیات؟
من از كدام طرف میرسم به یك هدهد؟
و گوش كن كه همین حرف در تمام سفر
همیشه پنجره خواب را بهم میزند
چه چیز در همه راه زیر گوش تو میخواند؟
درست فكر كن
كجاست هسته پنهان این ترنم مرموز؟
چه چیز در همه راه زیر گوش تو میخواند؟
درست فكر كن
كجاست هسته پنهان این ترنم مرموز؟
چه چیز پلك ترا میفشرد،
چه وزن گرم دلانگیزی؟
سفر دراز نبود
عبور چلچله از حجم وقت كم میكرد
و در مصاحبه باد و شیروانیها
اشارهها به سرآغاز هوش برمیگشت
در آن دقیقه كه از ارتفاع تابستان
به جاجرود خروشان نگاه میكردی
چه اتفاق افتاد
كه خواب سبز تار سارها درو كردند؟
و فصل، فصل درو بود
و با نشستن یك سار روی شاخه یك سرو
كتاب فصل ورق خورد
و سطر اول این بود
حیات ، غفلت رنگین یك دقیقه حوا است.
سهراب سپهری
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر