سه‌شنبه، بهمن ۱۵، ۱۳۹۲

پوتین یک ورزشکار بزرگ, یک مدافع محیط زیست, یک حامی هنر و هنرمند, یک وطنپرست دو آتیشه , یک فیلسوف و....... است.


هیچ آدم آزاده و نیک کرداری را نمیتوان یافت که پشتیبان روش‌های بربر منشانه و پلیدی که پوتین در راه جمع کردن کشور شالوده گسسته و از هم گسیخته روسیه انجام داد ، باشد. پوتین زمانی سکان کشتی به گل نشسته روسیه را در دست گرفت که این کشور از هم پاچیده شده و در مرز نابودی مطلق و پاک شدن از روی جغرافیای کره زمین بود.

و شاید عده ی بگویند در راه استقلال و تمامیت ارضی یک کشور و نجات جان میلیون‌ها انسان ، قربانی کردن چند هزار تن نه تنها اهمیت ندارد بلکه ضروری نیز میباشد...! و به این ترتیب اقدامات اولیه پوتین در راه ساخت کشور کنونی روسیه را توجیه نمایند.

شاید این منطق از یک دیدگاه و نظر و در دوران پیچیده و تا حد زیاد هرج و مرج کنونی نیز جایگاهی در بین ظاهر بینان داشته باشد. و در آینده نزدیک هم نتیجه بدهد.
ولی از آنجایی که ما ایرانی‌ها اعتقاد داریم که بنی آدم اعضای یک پیکرند ، و بریدن عده‌ای از این پیکر به نقص عضو آن میانجامد و در دراز مدت چیزی جز سیاهی ، تباهی و پلیدی ببار نخواهد آورد ، و بنا به جبر طبیعت نیز ، پیکر ناقص نمیتواند درست انجام وظیفه نماید ، در نتیجه و نمیبایست با حذف فیزیکی و کشتار عده‌ای بدنبال خوشبختی گشت ، و ما ایرانی‌ها که در مکتب فردوسی ، مولانا ، سعدی ، سنایی ، خیام ، و دیگر بزرگان و دانشمندان علم ، شرف و انسانیت ، تربیت شده ایم ، نمیتوانیم و نباید با سیاست‌های اعمال شده پوتین طبیعتا موافق باشیم. و شهادت تاریخ و زمان نشان داده و خواهد داد که حق با اخلاق ناصری ما خواهد بود. و طبق معمول این فرهنگ ایرانی است که ماندگاری و جاودانگی‌اش را حفظ خواهد کرد. و آنانی که تصور کردند و یا میکنند که با زرنگی به نام "بزن و دررو" میتوان به جای رسید چیزی جز نابودی و فراموشی در انتظارشان نبوده و نخواهد بود. واین درس اخلاق نیست ، این یک واقعیت اثبات شده تاریخی است.
این روزها روسیه کشوری توانمند در زمینه‌های گوناگون ، اقتصاد ، سیاست ، ورزش ، پیشرفت‌های علمی و اجتماعی است. ومحاسبات دو دو تایی میگوید ، روسیه با ثروتی سرشار و با رهبری میهن پرست که جانش را برای کشورش قربانی میکند ، روز به روز توانمند تر نیز گشته و در آینده‌ای نچندان دور ، میرود که قدرت برتر و یگانه دنیا نیز گردد. این را زمان نشان خواهد داد. 


ولی‌ پوتین بعد از اقدامات اولیه و خشونت بار خود ، زوایای دیگری از شخصیت خویش را به تدریج به نمایش گذاشت . علاقه او به ورزش ، طبیعت ، هنر ، محیط زیست ، آبادانی ، دین و فلسفه ، ( نامه‌ای که پوتین در رابطه با سیاست غربیها درسوریه در روزنامه آمریکای چاپ کرد ، بیشتر فلسفی بود تا سیاسی ! ) از او چهره متفاوت و دیگری به تماشا گذاشته است. وهمین‌ها سبب گریده تا پوتین در جهان غرب و بخصوص در بین جوانان غربی محبوبیتی بسزا بدست آورد . و با اینکه رسانه‌های غربی تخته گاز برای تخطئه و خراب کردن وجهه او میکوشند ، ولی ظاهر این تلاش‌های مزبوحانه ، به پشم میخورد ، و هر چه آنان سعی در ریستن میکنند ، پنبه میشود .

به هر حال این به سود مردم دنیاست که کسی مانند پوتین وجود دارد ، چرا که غربی‌ها نشان دادند که جز دد منشی ، جنایت ، خودخواهی و زیاده خواهی ، سادیسم ، چپاول ، نژاد پرستی و نامردمی برنامه دیگری برای مردم دنیا ندارند. و چون امکان اتحاد بین ملت‌های درگیر دنیا در حد صفر است ، در نتیجه ملت‌ها ناچارأ میبایستی در سفری بین فرار از دست مار غاشیه و پناه به عقرب جراره در رفت و آمد و به طور کلی درگیر باشند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر