جمعه، دی ۰۶، ۱۳۹۲

كاخ سفید و طلای سیاه و یا در بستر شیطان!


یكی از افسران عملیاتی سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، در كتاب جنجالی خود به موضوع نحوه پیدایش تروریسم تكفیری در منطقه خاورمیانه پرداخته است.
"رابرت بایر" مؤلف كتاب "خوابیدن با شیطان" از افسران عملیاتی سابق دستگاه اطلاعات مركزی آمریكا است. وی پست‌های مختلفی را در "سی. آی. ای" برعهده داشت كه از جمله آنها ریاست تیم این سازمان در لبنان در سال ۱۹۸۳ و انفجار بئر العبد است.


وی در این كتاب فصلهایی را به عملیات تعقیب "عماد مغنیه" از فرماندهان مقاومت اختصاص داده است. بایر پس از ناكامی در ترور مغنیه در لبنان، مسئولیت پرونده عراق را برعهده گرفت.



این مسئول سابق سیا در كتابش، به مسائلی در خصوص همكاری عربستان و آمریكا در ایجاد تروریسم تكفیری و هدایت آن اشاره می كند.
با وجود انتشار این كتاب در سال ۲۰۰۳ ، ترجمه‌ای از آن به زبان عربی یا فارسی منتشر نشد. البته این كتاب در بین خبرنگاران با نام "كاخ سفید و طلای سیاه" نیز شناخته می‌شود.

 پیامدهای ویرانی تأسیسات نفتی عربستان:


خودروی فورد سفید من را نزدیك برج شماره ۷ كه یكی از ده ساختمان مهم در "بقیق" بود، رساند. این برج برای خارج كردن گوگرد از نفت و طبق اصطلاحات نفتی جهت تبدیل آن از "ترش" به "شیرین" استفاده میشود.
در شرق عربستان از طریق صحرای این كشور -و آنجایی كه صبحدم خورشید در افق دیده میشود- راننده خودرو توقف می كند. وی یكی از هزاران مسلمان شیعه است كه در چاه‌های نفت عربستان كار می كند. موتور را خاموش كرد و برای آخرین بار نگاهی به ساعتش انداخت. سپس آیاتی از قرآن را كه از مدتها قبل حفظ كرده بود، تلاوت كرد، درحالیكه نور بزرگترین تأسیسات استخراج و تصفیه نفت دنیا اطراف او میدرخشید.


در غرب "بقیق" در دامنه كوه "الرماح" در قلب منطقه بدویها، یك سعودی وهابی را میبینی؛ او یكی از افراد متعصبی است كه آل سعود را به قدرت رساندند. آن مرد در افغانستان توسط فردی كه در آژانس اطلاعات مركزی آمریكا درس میخواند، آموزش دیده است.


"آل سعود" به شدت در حال عقبگرد است. زیرا با وجود شیطان آمریكایی و حمایت اسرائیلی، دیگر نفتی كه تمایلات و هوسهای آنان را تغذیه میكرد، مانند قبل تولید نمیشود. دنیا باید متوجه شود كه اقتصاد در حال فروپاشی است.
من جزئیات را بررسی كردم و از آنها سخن گفتم و هیچ چیزی را از خودم نگفتم. اینها مطالعات افراد متخصص در صنعت نفت است. در دوره سالهای ۱۹۳۰ تا ۱۹۶۰ عربستان سعودی یكی از دفاتر فرعی "آمریكای بزرگ" بود. آمریكا به دلیل اینكه نفت عربستان را همیشه برای خود میدید، احساس امنیت می كرد. نفتی كه زیر شنها بود. ما بخش نفت عربستان را بنا نهادیم و با تلاشهایمان، حق كامل و آسان دستیابی به نفت خام این كشور را كسب كردیم.
 وحشت آمریكا و بحران نفت در سال ۱۹۷۳:


بحران نفت در سال ۱۹۷۳ و با آغاز جنگ عراق و ایران و احتمال كشیده شدن جنگ به كشورهای عربی حوزه خلیج فارس، آغاز شد.
این كابوس موجب كاهش رشد اقتصاد دنیا شد. و كارشناسان بحرانها در دولت آمریكا و خارج از آن سئوالهای نگران كننده‌ای را مطرح كردند. حملات كدام مناطق نفتی و زیرساختهای عربستان سعودی را تهدید میكند؟ پیامدهای كوتاه مدت و بلند مدت قطع نفت چیست؟ پیامدهای اقتصادی آن چه خواهد بود؟ .
كارشناسان بحرانها به این نتیجه رسیدند كه تأسیسات نفت خام در "بقیق" ضعیفترین منطقه در تأسیسات نفتی عربستان سعودی است. این تأسیسات با تولید روزانه هفت میلیون بشكه نفت، "گودزیلای" تأسیسات نفتی عربستان به شمار میآید.
به صورت كلی، كارشناسان به این نتیجه رسیدند كه هر حمله‌ای به "بقیق" به مخازن نفت، به تأسیسات كروی مانندی كه برای كاهش فشار در جریان پالایش از آنها استفاده میشود، خسارتهای فراوانی را وارد میكند.
هرگونه حمله نیمه سنگین و موفق به تأسیسات "بقیق" موجب نشتی هفت درصد در میلیون ماده (سمی) "سولفید هیدروژن" میشود. اثر این ماده از بین خواهد رفت ولی نه آن قدر سریع كه از مرگ كارگران در این تأسیسات و وارد شدن آسیب های جدی به ساكنان اطراف آن جلوگیری كند. علاوه بر این گاز دی اكسید كربن به قلب تأسیسات نفتی سعودی نشت خواهد كرد. این امر مانعی در فرایند بازسازی خواهد شد و بازسازی تأسیسات را یك ماه به تأخیر خواهد انداخت.
حمله به "بقیق" تولید نفت خام را به اندازه یك سوم مصرف روزانه آمریكا كاهش می دهد.
سناریوی بقیق، یكی از چندین سناریوهایی است كه كارشناسان بحرانها در دوره ریگان مطرح كردند. البته این سناریوها جزئی بود زیرا مجموعه بسیار غنی نفت عربستان، هدف قرار گرفته است. هر مقدار نفتی كه استخراج و تولید و صادر میشود در معرض تهدید است.
جغرافیای شرق منطقه عربستان را كه چاههای نفتی عظیمی در آنجا قرار دارد، به این مسائل اضافه میكنم؛ شنهای متحرك به سوی خلیج فارس حركت می كند .. این موضوع بدترین كابوس را برای امنیت ملی ایجاد كرده است. كاهش زیرساختهای نفتی عربستان مانند آن است كه افرادی ماهی‌ها را برای صید درون بشكه بریزند. این مسأله فرصتها نیست، بلكه مسأله مردانی قوی است و اینكه آنها چه كاری می توانند انجام دهند؟
عربستان سعودی بیش از ۸۰ حوزه نفت و گاز فعال و بیش از هزار چاه نفت خوب دارد. ولی "الجعیمه" و سكوی "القیاس" كه در ۱۱ كیلومتری ساحل است، بیشتر از همه مناطق دیگر در معرض هجوم قرار دارد. ۴ لوله نفت زیر آب نفت خام را از سكوی زمینی تغذیه می كند. این سكو همچنین ۵ مركز جداگانه را تغذیه می كند ومی تواند ۲.۵ میلیون بشكه نفت و انواع سوخت دیگر را به نفتكش‌ها منتقل كند.


در یك روز عادی، حدود ۴.۳ میلیون بشكه نفت از طریق ایستگاه "الجعیمه" از عربستان خارج میشود. هر حمله‌ای كه تأسیسات سكوی "القیاس" را هدف قرار دهد و به نیمی از شناورهای موجود در ساحل خسارت وارد كند، و به مخازن زمینی صدمه بزند، تولید نفت پس از دوماه به ۱.۶ تا ۲.۶ میلیون بشكه كاهش خواهد یافت و ۷ ماه زمان نیاز است تا این منطقه دوباره به ظرفیت قبلی خود باز گردد.


گروهی از كماندوها روی قایق می توانند به چنین كاری دست بزنند. آبهای سواحل شبه جزیره یكی از خطرناكترین مناطق روی زمین است؛ در این مناطق امكان غرق شدن ناوهای بزرگی مانند یو اس اس كول وجود دارد.
خطر تأسیسات نفت رأس التنوره كمتر از "الجعیمه" است. این تأسیسات روزانه ۴.۵ میلیون بشكه نفت صادر می كند و در این منطقه مجموعه متنوعی از اهداف وجود دارد.


"جزیره البحر" به وسیله مجموعه‌ای پیچیده از مخازن و خطوط لوله و پمپ به لوله‌های "الجعیمه" متصل شده است. این تأسیسات زمینی از هوا و زمین در معرض حمله قرار دارد.
"رأس التنوره" در صد كیلومتری شمال قطر نیز منطقه‌ای برای تجمع اصولگرایان اسلامگرا است.
"ینبع" در دریای سرخ در برابر هر حمله‌ای مصون است. به گفته مهندسان در صورت حمله، این تأسیسات فقط نیاز به انتقال روزانه هزار بشكه به یك ایستگاه دیگر است.
البته خسارت چنین حملاتی از نظر اقتصادی بدتر از انفجار بمب هسته‌ای در مركز منهتن یا كنار كاخ سفید است.
عربستان سعودی در گذشته تكیه گاه آمریكا در كشورهای عربی خاورمیانه بود. این كشور نفت ما را زیر شن‌های خود انبار كرده بود. عربستان حتی اگر ضد آمریكا شود هیچگاه نمیتواند صادرات نفت را متوقف كند، زیرا این امر به معنای خودكشی این كشور خواهد بود.


 تبدیل فرصتها در عربستان به تهدید:
البته همه این مسائل مربوط به قبل از صبح ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ بود. پیش از آن كه ۱۵ سعودی و ۴ شهروند تبعه كشورهای عربی ۴ هواپیمای تجاری را بربایند و آنها را با سرنشینانش به سوی ساختمانهای نیویورك و واشنگتن و اراضی زراعی شانكسویل در ایالت پنسیلوانیا هدایت كنند؛ قبل از آنكه اسامه بن لادن به محبوبترین فرد در تاریخ عربستان تبدیل شود؛ قبل از آنكه همه بدانند كه همسر سفیر سعودی در واشنگتن برای ربایندگان (هواپیماها) پول می فرستاد. معادلات اكنون تغییر كرده است. و این گزارش به شورای امنیت سازمان ملل متحد رسید كه عربستان سعودی از سال ۱۹۹۲ به مدت ده سال نیم میلیارد دلار به القاعده داده است. معادلات قدیمی همگی از برنامه خارج شد و واقعیت‌های جدید قابل اطمینان نیستند.


۵ خانواده به صورت جداگانه حدود ۶۰ درصد از ذخایر نفت دنیا را در اختیار دارند؛ ولی آل سعود در عربستان بیش از یك سوم این ذخایر را در دست دارند .. یك بشكه از هر پنج بشكه‌ای كه در دنیا مصرف می شود. این درحالی است كه در مساجد عربستان سعودی مردم به نفرت از غرب و دنیای غیر اسلام دعوت می شوندو مدارس دینی در عربستان به پناهگاهی برای افراطیها و تروریستها تبدیل شده است .. در بالی، كنیا، بوسنی، چچن، و منهتن مدارسی ایجاد شده كه همگی به عربستان سعودی مرتبط هستند.
آل سعود از ترس جریانهای متعصب پول‌های خود را از حسابهایشان در بانكهای سوییس بیرون می كشند. البته هیچگاه فراموش نمی كنیم كه آل سعود برای تأسیس این مدارس چك امضا كرده است.
آل سعود به همین دلیل از جریانهای افراطی اسلامگرا را در منطقه خاورمیانه، آفریقا، آسیای میانه، و كل آسیا حمایت مالی میكند.
این رشوه‌ها برای منحرف كردن توجه مسلمانان از دارایی‌های به سرقت رفته نزد آل سعود است؛ سرمایه هایی كه این خاندان جمع می كنند تا با آن بتوانند از صحرا به ویلاهای خود در سواحل و آپارتمانهایشان در پاریس، لندن و نیویورك بگریزند.
به همین دلیل است كه مجبور می شویم كه بگوییم اگر آل سعود خودشان نتوانند خود را درمان كنند، ما باید چاه‌های نفت آنان را تحت كنترل خود در آوریم.
اگر به این وضعیت برسیم چه كسی این كار را انجام خواهد داد؟ آینده مشخص نیست؛ مواضع عربستان در خصوص اصلاحات دموكراتیك چیزی بیشتر از سرپوش است. شاید جنگ آمریكا در عراق بار دیگر همه احتمالات گذشته را تضعیف كرده است. همه چیز از انتفاضه جمعی اسلامگرایان ضد غرب كافر حكایت دارد. با توجه به اینكه به اندازه كافی در خاورمیانه چندین سال را سپری كرده ام، میدانم كه در جایی مثل عربستان سعودی همه چیز به صورت طبیعی به سوی تركیبی قابل اشتعال پیش می رود.
در آنجا (عربستان) خشم شدیدی ضد غرب و آل سعود وجود دارد. در آنجا (مردم) قانع شده اند كه پول نفت خاندان حاكم را فاسد كرده و سران سعودی با دادن اجازه ورود به نیروهای آمریكایی به عربستان، به خاك كشورشان توهین كرده اند.
رهایی از وجود نظامی آمریكا (به حل این مسأله) كمك میكند، ولی خشم مردم از خاندان حاكم بسیار فراتر از موضوع حضور آمریكاییها است. جامعه عربستان از آل سعود به دلیل شكست در حمایت از شهروندان مسلمان در فلسطین و عراق و ناتوانی در برابر به ذلت كشیده شدن مسلمانان، انتقاد میكند.
در آغاز هزاره جدید، بسیاری از سعودیها معتقدند كه اگر همگی به صحرا باز گردند و زندگی خود را با خرما و شیر شتر سپری كنند، اوضاع كشورشان از اكنون بهتر خواهد شد.

 عربستان در انتظار انفجار است:
در سالهایی كه به عنوان افسر سی. آی.‌ای در مناطقی مانند لبنان، سودان، شمال عراق و آمریكا به كشورم خدمت كردم، آموختم كه مسلمانان آسیای میانه چیز دیگری هستند. شاهد رنجها و كشتاریی بودم كه آمریكا همواره پس از آن سر خود را در شن فرو می كرد. عربستان سعودی مانند بشكه‌ای از باروت در انتظار انفجار است.
ربع قرن تلاش كردم تا ریشه خشونتها در خاورمیانه را بفهمم. من این موضوع را بعد از ۱۱ سپتامبر آغاز نكردم و برای آن به عربستان سعودی و نفت خام این كشور توجه نداشتم. خواستم بیشتر درباره اخوان المسلمین بدانم. آنها چه كسانی هستند، چگونه فعالیت می كنند و چرا آمریكا مسأله آنان را در اماكن دور افتاده و یمن و افغانستان به عنوان یک موضوع مشترك در نظر گرفته است.
به برخی پاسخ‌ها رسیدم. می دانستم كه این موضوع من را به دو راه می رساند . ریاض و واشنگتن و نفتی كه این دو را به یكدیگر پیوند می دهد.
از نظر من این مسأله به سه موضوع مربوط می شود.
- آیا همه كسانی كه در جزیره العرب به دنبال سرنگونی ال سعود هستند، دست در دست یكدیگر قرار می دهند تا قدرت كافی را برای این كار داشته باشند؟ این كار به نظر ساده می اید ولی باور كنید كه مسائل این چنین نیست.
- آیا از آل سعود به این دلیل كه قدرت حاكم است، حمایت می شود؟
- آیا واشنگتن توانایی آن را دارد كه واقعیتها را در عربستان دریابد؟ یا اینكه دخالت چندانی در عربستان نداشته و می گوید كه چیزی نمی بیند و دخالتی نمی كند؟

منبع

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر