جمعه، آبان ۲۴، ۱۳۹۲

باد فنا بملک بقا میبرد مرا


با بال شوق، ذره بخورشید میرسد



همراه خود نسیم صبا میبرد مرا
یارب چو بوی گل بکجا میبرد مرا؟
سوی دیار صبح رود کاروان شب
باد فنا بملک بقا میبرد مرا
با بال شوق، ذره بخورشید میرسد
پرواز دل بسوی خدا میبرد مرا
گفتم که بوی عشق که را میبرد ز خویش؟
مستانه گفت دل که مرا میبرد مرا
برگ خزان رسیده بیتاقتم رهی
یک بوسه نسیم زجا میبرد مرا.
رهی‌ معیری

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر