واکنش به مقاله ولادیمیر پوتین رییس جمهور روسیه در مجله نیویورک تایمز چاپ امریکا فراتر از انتظارها رفت. تعداد قابل توجهی از امریکایی ها در پاسخ به مقاله پوتین گفته اند که امریکا به خاطر توجه و لطفش متمایز نشده، بلکه به خاطر متمایز بودنش است که به دیگر کشورها لطف می کند.
سر و صدا حول این مقاله زمانی به پا شد که ولادیمیر پوتین بر عبارت «استثناگرایی امریکا» اشاره کرده و گفته بود: «این بسیار خطرناک است که به مردم القاء کنیم که خود را مستثنی بدانند، حال هر انگیزه ای که در پشت آن باشد، مهم نیست. در دنیا کشورهای بزرگ و کوچک، غنی و فقیر وجود دارند که از سنت های بسیار قدیمی دموکراتیک برخوردارند و همچنان به دنبال راه های بهتر در جهت آزادی جامعه می گردند. سیاست های این کشورها نیز از هم متفاوت می باشد. ما همه با هم متفاوت هستیم، اما زمانی که از خداوند لطف خیر می کنیم، نباید فراموش کنیم که خداوند ما را برابر ساخته است.»
ظاهرا امریکا واقعا خود را از سایرین مستثنی می داند و این سخنان ولادیمیر پوتین، برایش دردناک بوده. بیشتر سیاست مداران و رسانه ها در مقابل این سخنان خشم خود را بروز دادند. ظاهر، آنها نیز بر این عقیده اند که تمام تاریخ گویای این است که امریکا قوی و منبع خیر و خوبی برای تمام دنیاست. هیچ کشوری همچون امریکا مردم خود را در آزادی قرار نداده و تا این اندازه برای مردمش رفاه فراهم نکرده است. البته، ایالات متحده امریکا، برای تعداد زیادی از مردم دنیا، چراغ امید است.
بله، تاریخ راستین فقط به کسانی درس می دهد که می خواهند بیاموزند، نه اینکه وادار به انجام کاری شوند که به آنان تلقین میشود .
"کار سازونوف" کارشناس آکادمی خدمت دولتی روسیه با اشاره به این موضوع می گوید: «تاریخ نشان می دهد آن دولت هایی که مسیرشان را بر اساس هویتشان انتخاب کرده اند و راه متفاوت از دیگران را برگزیده اند، با تهاجم خارجی روبرو شده اند. سیاستمداران می دانند که امروز اصول دیگری تحت عنوان همکاری روی صحنه نمایش قرار دارد. به همین خاطر است که مطلب ولادیمیر پوتین بسیار مفید تلقی می شود، زیرا یادآوری می کند که اصل همکاری یک اصل بنیادین برای حقوق بین الملل در دنیای امروز است».
ریشه های توهم مردم امریکا، به دوران مهاجرت اولیه به این سرزمین برمی گردد. در سال های ١٩٨٠ رونالد ریگان ذهنیت منحصر بفرد بودند را در مردم این کشور ایجاد کرد. او درباره امریکا همچون یک شهر نورانی در بالای تپه ها» سخن می گفت و اطمینان داشت که امریکا یک نمونه منحصربفرد از آزادی و امید است. اواخر سال های ٢٠، با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، منحصر بفرد بودن امریکا را هیچ کس نتوانست تحمل کند. ویلِن ایوانوف معاون انستیتوی مطالعات اجتماعی – سیاسی روسیه در این رابطه می گوید: «رهبر ایالات متحده امریکا، نخبگان این کشور اطمینان دارند که در بحث قدرت منحصر بفرد هستند، دنیای امروز تک قطبی است و اینکه امریکا در تمام برنامه های اقتصادی و نظامی قدرتمندترین دولت است. از طرف دیگر، تجربه تاریخی مورد توجه قرار نمی گیرد. به عنوان مثال، تجربه آلمان هیتلری، ناسیونالیزم که با هیتلر بر سر قدرت آمد دقیقا نشان دهنده منحصربفرد بودن مردم آلمان است و با تمام ابزارهایی که در دست داشت، به تبلیغات پرداخت. این مساله نهایتا منجر به آن شد که آلمان شکست خورد».
به هر صورت، دکتر گوبلز در زمان خود با موفقیت توانست در اذهان مردم این کشور نفود کرده و به آنها تلقین کند که منحصربفرد هستند و بر سایرین ارجحیت دارند. در امریکا، بسیاری از مردم درباره خطرات این ایدئولوژی به مقامات هشدار داده اند. دانیل السبرگ مشهور است به اینکه در زمان خود اسناد محرمانه پنتاگون را فاش کرده بود، او اخیرا مطلبی در روزنامه گاردین منتشر کرده. به گفته السبرگ، امریکا اکنون یک دولت پلیسی است. برای اینکه بتوانند یک دیکتاتوری کامل را در کشور برقرار کنند، همین کافی است که جنگ یا چیزی شبیه به انفجار عظیم یازده سپتامبر به راه بیاندازند. رون پول جمهوری خواه امریکایی و نامزد سابق انتخابات ریاست جمهوری نیز با عباراتی روشن تر این مساله را بیان کرد. او با اطمینان می گوید که رهبری امریکا از اصول جمهوری کم کم فاصله گرفته و به سوی سیستم فاشیستی می رود، ضمن اینکه کشور را دولت و تاجران بزرگ با هم اداره می کنند.
قطعا، بیشتر مردم امریکا به سختی این سخنان را باور می کنند، اما سایر مردم دنیا منحصربفرد بودن امریکا را از منظر دیگر می بینند. از نقطه نظر مردم غیرآمریکایی، این ویژگی در بمباران کردن سایر کشورهایی است که حکومتشان مورد قبول امریکا نیست، این ویژگی در شکل دادن انقلاب های رنگی، بهار عربی، دخالت های بیشرمانه و راه نشان دادن به کشورهای مستقل مشاهده می وشد. سخنان اوباما در آخرین سخنرانی اش یک نمونه روشن و بسیار خوب از اصولگرا بودن به شیوه امریکایی است.
باراک اوباما می گوید: «اگر بتوانیم با صرف نیروی نه چندان زیاد و ریسک پایین، جان و مال خود و کودکانمان را در مقابل دیگران نجات دهیم و چشم انداز زندگی کودکان خودمان را در طولانی مدت از نظر امنیت تامین کنیم، پس وظیفه ماست که این کار را بکنیم».
منبع: صدای روسیه

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر