تظاهرات به اصطلاح مردمی با هدف بستن دو کارخانه سرب و روی زنجان!
زمانی که هزاران تن مواد خوراکی، پوشاک، فرش، آجیل، میوه و کالاهای صنعتی، به قیمت ۳۵۰ دلار برای هر تن! از همین زنجان، اردبیل و تبریز راهی ترکیه میشود، مردم با شرف زنجان و «آذربایجان در التهاب» صدایشان درنمیاید! وقتی ۶۰۰ تن میوه شب عید مردم در انبارهای اردبیل فاسد میشود تا به بازارهای دیگر نقاط ایران نرسد، وقتی آب ایران را صادر میکنند، آب ارس را در جهت کشاورزی برای ترکیه خرج میکنند، این همه وطنفروشی دست مایهای برای تظاهرات نیست!
ولی وقتی پای بستن کارخانجات و کارگاههای تولیدی ایران در میان باشد تا کارخانجات ترکیه رونق گرفته و کارگران ترکیه در رفاه بیشتر باشند و کارگر ایرانی یا به فقر و فساد کشیده شود و یا به نوکری به بیرون از مرزهای کشور ثروتمندش برود، همه چی آزاد است، از اعتراضات مردمی تا شعارهای ضّد حکومتی و بیحجابی و حتی فحش به مسئولین!
وزارت اطلاعات پانترکی در این هنگام اصلا پیدایش نیست ولی وقتی یک زن جوان ایرانی حجابش مثل زنهای عربستان نیست و یا عدهای جوان دور هم جمع شده و به شادی مشغولند، بلافاصله حیات نظام به خطر افتاده و در نتیجه نیروها و یگانهای ویژه اطلاعاتی مثل قوم مغول ریخته و میزنند، تارو مار میکنند، دستگیر میکنند و توحشی در حد پدران بربر و نیمه حیوانشان ارائه داده و سپس غیبشان میزند.
آذربایجان در التهاب: زنجان بپا خاست
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر