چهارشنبه، تیر ۰۵، ۱۳۹۲

راهش میتوانی خواند


امواج خاموش زمان.



دور یا نزدیک
راهش میتوانی خواند
هر چه را آغاز و پایانی ست
حتی هر چه را آغاز و پایان نیست
زندگی راهیست
از بدنیا آمدن تا مرگ
شاید مرگ هم راهیست
راه ها را کوه ها دره هایی ست
اما هیچ نزهتگاه دشتی نیست
هیچ رهرو را مجال سیر و دشتی نیست
هیچ راه بازگشتی نیست
بیکران تا بیکران، امواج خاموش زمان جاریست
آه، ای که تن فرسودی و هرگز نیاسودی
هیچ آیا یکقدم، دیگر توانی راند؟
هیچ آیا یکنفس دیگر توانی ماند؟
نیمه راهی طی شد، اما
نیمه جانی هست
باز باید رفت تا در تن توانی هست
باز باید رفت
راه باریک و افق تاریک
دور یا نزدیک.
فریدون مشیری

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر