شنبه، تیر ۰۱، ۱۳۹۲

نکته های که از زندگی آموخته

شش نکته ای که از زندگی آموخته

طوری از زندگی گله‌مند بودم انگار كه خودم وجود خارجی ندارم.
پس من چه می‌كردم كه به چنین نقطه‌ای رسیدم.
بعدها كه نگاه كردم دیدم چیزی كه مرا از پا می‌انداخت نه شكست بلكه حس شكست‌خوردگی بود.
وطن عزیز! وطن عزیز! رنج بی‌وطنی چقدر شیرینت می‌كند.
جنایتكاران، آدمكشان، همه راحت می‌خوابند. همگی برای همه كارهایمان توضیح و توجیه داریم.
حالا كه قرار است خود به تجربه بد و خوب هر چیز را بدانم باید از اختراع حروف چوبی و آسیاب‌بادی شروع كنم و تا دیر نشده بجنبم.
حسادت، نه اینكه چرا من نتوانسته‌ام و ندارم، بلكه چرا تو توانسته و تو داری.
شمس لنگرودی
رنج بی‌وطنی از كتاب منتشرنشده «آنچه من از زندگی دانستم»
آقای شمس لنگرودی با این چند جمله درواقع خویشتن خویش را به خوانندهگان معرفی کرده است، چرا که اگر نیک بنگری آدمی فقط خود را سخنرانی میکند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر